مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - ارزش وجدان انسان
موجودی آزاد و مختار است، آزاد است که این کار را بکند یا آن کار را، و هیچ جبری بر او حکومت نمیکند، رفتارش تحت ضابطه در نمیآید و هر علمی که مربوط به رفتار انسان باشد [١] مثل جامعه شناسی و تاریخ تحت ضابطه در نمیآید و در واقع علم نیست. این یک راه.
از یک راه دیگر نیز کسی میتواند بگوید که تاریخ علم نیست و آن این است که علم با «ثبات» سروکار دارد، یعنی علم در مورد اشیاء ثابت میتواند علم باشد (مثل اینکه «آهن در اثر حرارت انبساط پیدا میکند» که یک امر ثابتی است در حال، گذشته و آینده) ولی تاریخ عبارت است از یک جریان، و امر ثابتی در تاریخ وجود ندارد که ما بگوییم آن امر ثابت دارای فلان قانون است.
بنابراین جامعه شناسی میتواند علم باشد زیرا جامعه شناسی به جامعه به عنوان یک امر ایستا نظر میکند، ولی تاریخ نمیتواند علم باشد زیرا ثبات ندارد و جریان است، که همه اینها را عرض میکنیم.
وجه سومی که کسی میتواند بگوید که تاریخ علم نیست، این است که علم به قول اینها عبارت است از اثر متقابل فرضیه و تجربه؛ یعنی عالِم ابتدا فرضیهای میسازد، بعد فرضیهاش را در عمل تجربه میکند، اگر دید آنچه که فرض کرده در عمل درست از آب درآمد آن را «قانون علمی» مینامد. تاریخ قابل تجربه نیست چون مربوط به گذشته است و وجود ندارد که انسان بخواهدآن را تجربه کند، فقط انسان میتواند آن را ببیند. چنانکه ستاره شناسی هم قابل تجربه نیست با اینکه در زمان حاضر است، زیرا انسان فقط آن را میبیند ولی نمیتواند در عمل آزمایش کند و تحت تسلط عمل خودش درآورد، حداکثرْ مشاهده است. تاریخ حتی از مشاهده هم یک درجه کمتر است چون منقولات است. پس به دلیل اینکه تاریخ تحت تجربه در نمیآید، علم نیست.
راه دیگر این است که کسی بگوید تاریخ علم نیست به معنی اینکه «تاریخ قانون نیست و نمیتواند قانون کلی داشته باشد» به دلیل اینکه همه علوم اینطور هستند. البته این فقط به «تاریخ» نمیخورد، به همه علوم میخورد. امروز بحث خیلی دامنه داری هست در «فلسفه علم» که میگویند قدما به ضوابط و قواعد کلی در طبیعت معتقد بودند و عقیده داشتند که علم عبارت است از کشف قواعد کلی یعنی قواعد ضروری لایتخلّف حتی در طبیعت بیجان. امروز این مسئله مورد تردید است. هم اصل مسئله مورد تردید است که آیا طبیعت- حتی طبیعت بیجان- قوانین ثابت و سنن لایتغیری دارد یا ندارد؟ و هم اینکه فرضاً چنین قوانینی داشته باشد، توفیق انسان برای کشف این قواعد و ضوابط محل اشکال و تردید است و لهذا امروز تمام قواعد علمی اموری
[١] و لذا شامل روان شناسی نمیشود، چون روان شناسی به رفتار انسان مربوط نیست.