مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - ارزش وجدان انسان
میخواهید بگویید- افزوده شده یعنی نبوده و پیدا شده است. منتها آن چیز اگرچه مادی است یعنی در ماده حلول دارد اما چون خودش یک ماده جدای از این ماده نیست بلکه به منزله کیفیتی است که در این ماده پیدا شده است- از کیفیت هم البته بالاتر است- نمیشود یک شیء را به صورتی و مادهای تجزیه کرد، ولی صورت وجود دارد و اوست ملاک شخصیت واقعی. مثلًا آب که آب است، به اعتبار صورتش آب است نه به اعتبار مادهاش.
در مورد جامعه هم اگر کسی قائل به ترکیب حقیقی شد، باید به چیزی به منزله حیات و روح جامعه قائل بشود که جامعه خود حیاتی دارد و حیات جامعه مجموع حیات افراد نیست؛ حیات جامعه به منزله آن صورتی است که بر ماده حیات افراد پیدا شده و آن چیزی است که به همه اینها وحدت میدهد.
- آیا این پدیده جدید علت نمیخواهد؟
استاد: علتش حتماً باید ماوراء باشد. این خودش دلیل ماوراء است و همیشه این را دلیل ماوراء طبیعت میگیرند. میگویند اگر طبیعت ماورائی نمیداشت هرگز هیچ مرکب حقیقی به وجود نمیآمد.
- پس علتش آن عناصر قبلی یقیناً نیست؟
استاد: عناصر قبلی، مقدمات هست (آنها را میگویند علت مادی) ولی علت فاعلی نیست. مقدمات قبلی زمینه است برای پیدایش این حالت جدید، و این حالت جدید صد درصد حادث است.
- حال این منشهای به اصطلاح نبوّتی که فرهنگهای جدیدی به وجود میآورند مستقل از جامعه و برای خودشان یک منش مستقلی هستند و جامعه در آنها اثری نداشته ...
استاد: ما قبول داریم، اینها که قبول ندارند.
- یعنی این رد آن حساب میشود.
استاد: شک ندارد. اینها روی همین حسابها که کلیت میدهند [به ساخته شدن شخصیت و منش