مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١٩ - ایراد وارد بر مورخان ماتریالیست
نبوده است.
در سابق، من یک سخنرانی کردم تحت عنوان «حماسه حسینی»، انتقادی میکردم از برخی منبریها و روضه خوانها؛ گفتم که حادثه عاشورا دو چهره و دو صفحه دارد. یک صفحه سیاه دارد و یک صفحه سفید. سکهای است که دو رو دارد. آن صفحه سیاه را که نگاه میکنیم، در آنجا ظلم و قساوت و بیرحمی و نامردی و جنایت میبینیم، مظهر اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک [١] است. قهرمان این صحنه ابن زیاد و عمرسعد و یزید و شمر بن ذی الجوشن و سنان بن انس و حرمله کوفی و امثال اینها هستند. و آن صفحه سفید را که نگاه میکنیم، همین طوری که این صفحه از سیاهترین صفحههای تاریخ است آن صفحه از درخشانترین صفحات تاریخ است. در آن صفحه ما ایمان و حقیقت و توکل و اعتماد به خدا و مجاهدت و صبر در مقابل سختیها و رضا و توکل میبینیم. در اینجا آن قسمتِ دوم آیه را که خدا گفت: انّی اعْلَمُ ما لا تَعْلَمونَ [٢] میبینیم. قهرمانهای این صحنه تیپهای دیگری هستند، خود امام حسین، برادرهای امام حسین، فرزندان امام حسین، برادرزادگان امام حسین و اصحاب امام حسین. اگر قسمتهای زیبای این صفحه را در مقابل قسمتهای زشت آن صفحه قرار بدهیم نه تنها کمتر نیست بلکه بر آن میچربد.
ولی برخی منبریها مثل اینکه عادت دارند که همیشه آن صفحه سیاه تاریخ را برای مردم بازگو کنند. گویی این تاریخ صفحه سفید ندارد و امام حسین و اصحاب و کسان او مردمی بودند که فقط نفله شدند، افرادی بودند که فقط مظلوم واقع شدند و هیچ «قهرمانی» در کار خودشان نداشتند، فقط یک مردم بیچاره مفلوک مظلومی بودند که ظلم زیاد به آنها شد. در صورتی که قضیه دو طرف دارد و این طرف بر آن طرف میچربد.
ایراد وارد بر مورخان ماتریالیست
حالا عین همین ایرادی که به برخی منبریها وارد است به تاریخ نویسهای ماتریالیست وارد است که اینها هم کوشش دارند صفحات تاریخ بشریت را سیاهِ سیاه جلوه بدهند، یعنی برخلاف فلسفهشان است که زیباییها را ارائه بدهند. اگر بخواهند زیباییها را نشان بدهند پس تکلیف فلسفه مادّیت تاریخی چیست؟ آنها باید بگویند از آن زمانی که مالکیت پیدا شد انسان از انسانیت خودش خارج شد و به اصطلاح مارکس از خود بیگانه شد، استثمارگر به شکلی از انسانیت خارج شد، استثمارشده را به شکل دیگری از انسانیت خارج کردند. انسان آن وقت انسان بود که دوره
[١] بقره/ ٣٠.[٢] بقره/ ٣٠.