مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠٢ - نظریه درست
ظلمت پیروز خواهند شد. پایان عالم [به این شکل است که] در کل جهان و قهراً و به تبعش در جامعه انسان سپاه شر و ظلمت شکست خواهند خورد و معدوم خواهند شد و سپاه خیر و نور باقی خواهند بود، هم دنیا از شرِ شر راحت میشود هم جامعه انسانی. این هم یک طرز تفکر.
نظریه درست
طرز تفکر دیگر این است که شُرور در تحلیل نهایی به نیستیها منتهی میشود نه به هستیها [١]. ما دوگونه هستی نداریم: هستیهای خیر و هستیهای شر، بلکه شر در ذات خودش نیستی است.
هستیهایی را ما شر میگوییم نه از آن جهت که هستی است بلکه از آن جهت که منشأ نیستی در شیء دیگر میشود، که اگر منشأ نیستی در شیء دیگر نمیشد خودش به خودی خود شر نبود، از آن جهت که منشأ نیستی در شیء دیگر میشود [شر است.] [٢] و در جامعه انسانی هم عیناً همینطور است یعنی شرور، اخلاق رذیله، صفات ناپسند، جریانهای نامطلوب در جامعه همه همان جریانهایی است که به این دلیل این جریانها بد است که منشأ عدمها و نیستیها هستند. در این تحلیل، شر وجود دارد ولی شر نه از آن جهت شر است که خودش خودش است بلکه از آن جهت که رابطهای با یک شیء دیگر دارد و مانع هستی یا کمال هستی آن میشود.
و در جامعه انسان قهراً آنچه که شر است (به همین معنا که عرض میکنیم) و آنچه که شر نیست و خیر است یعنی جنبه مضر بودن و منشأ عدم بودن در آن نیست بلکه جنبه خیر و کمال در آن هست، اینها با یکدیگر در حال نزاع و جنگ هستند که آن را «جنگ حق و باطل» مینامند. در اصطلاح قرآن مسئله تنازع میان حق و باطل مطرح است.
پس این تحلیل، وجود شر را قبول میکند ولی در تحلیل نهایی به جایی میرسد که دیگر آن مسئله منتفی میشود که باید دو منشأ و دو مبدأ وجود داشته باشد یکی خیر و یکی شر. و نزاع میان حق و باطل را هم میپذیرد و میگوید که میان حق و باطل چنین نزاعی هست. منتها اینها را در صحنه وجود انسان و جامعه پیاده میکند. از یک طرف سخن از فرشته میگوید، فرشتهای که خیر را الهام میکند، از طرف دیگر به یک شیطان قائل است که شر [٣] را وسوسه میکند. انسانها قهراً دوگونه میشوند: انسانهایی که از فَالْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها [٤] استفاده میکنند، راه خیر و حق و ایمان
[١] این قسمت را ما به این شکل در عدل الهی مطرح کردهایم.[٢] این بحث دامنهاش خیلی دراز است و ما در عدل الهی مفصل بحث کردهایم، در این بحثها دیگر نمیتوانیم تکرار کنیم.[٣] به همین معنایی که الآن گفتیم.[٤] شمس/ ٨.