راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٧ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
است كه آن بزرگواران (ع) از اعتقادات مردم و باطن آنها به فراست، خبر دادهاند و در سخن گفتن آنان با خضر (ع) و گفتگويشان با فرشتگان و مسخّر ساختن جنيّان و فرستادن آنها براى كارهايشان و ديگر انواع كرامتها، بسيار نقل شده است و ما پارهاى از آن كرامات را در كتاب اخلاق امامت از بخش عادات، نقل كردهايم. از جمله روايات نبوى در اين زمينه بدين قرار است: «علم با بسيار آموختن نيست، بلكه علم نورى است كه خدا در دل كسى مىاندازد كه هدايت او را مىخواهد.»«١٠٤» «دانش نور و روشنى است كه خدا در دلهاى دوستانش مىاندازد و به زبانشان جارى مىسازد.»«١٠٥» «علم، علم خداست و آن را جز به اوليا به كسى نمىدهد.»«١٠٦» «گرسنگى ابر دانش است و هر گاه بنده گرسنه شود از او حكمت مىبارد.»«١٠٧» «هركس خود را چهل بامداد براى خدا خالص سازد، چشمههاى دانش از دلش بر زبانش ظاهر شود.»«١٠٨» «هيچ بندهاى نيست مگر اين كه دل او دو چشم پنهان دارد و با آنها غيب را درك مىكند.»«١٠٩» «هر گاه خدا نسبت به بندهاى خير بخواهد دو چشم دلش را مىگشايد پس آنچه را كه از چشم ظاهريش پنهان باشد مىبيند.»«١١٠»
غزالى مىگويد: «اين داستانها به حال كسى كه منكر اين حقايق است نفعى
«١٠٤» از حديث عنوان بصرى از حضرت صادق عليه السّلام معروف است ، به (( بحارالانوار، )) ج ١، ص ٦٨ رجوع كنيد.
«١٠٥» در هيچ ماءخذى به آن دست نيافتم .
«١٠٦» اين دو حديث را در هيچ ماءخذى نيافتم .
«١٠٧» اين دو حديث را در هيچ ماءخذى نيافتم .
«١٠٨» اين حديث را ابونعيم در (( الحليه )) از ابوايوب به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) است .
«١٠٩» مدركى براى آن نيافتم .
«١١٠» بر اين حديث دست نيافتم مگر آنچه را ابوالشيخ از ابوذر به سندى ضعيف چنين روايت كرده است : (( ((اذا اراد اللّه بعيد خيرا فتح له قفل قلبه و جعل فيه اليقين و الصدق ، و جعل قلبه وعيا لما سلك فيه ، و جعل قلبه سليما و لسانه صادقا و خليقته مستقيمة و جعل اذنه سميعة و عينه بصيرة ، )) هرگاه خدا خير بنده اى را بخواهد قفل دلش را مى گشايد و در آن يقين و راستى قرار مى دهد، دلش را پذيراى مطالبى مى كند كه در آن وارد شود، و دلش را سالم ، زبانش را راستگو و طبيعتش را مستقيم و گوشش را شنوا و چشمش را بينا قرار مى دهد)) به (( الجامع الصغير )) باب همزه رجوع كنيد.