راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٧ - شرح تفصيلى راه تهذيب اخلاق
صورت كه بايد از غرور و سرمستى و شادى به نعمتهاى دينا منع شود، بلكه از هر چيزى كه با مرگ از آن جدا مىشود محروم گردد و به نفس گفته شود: هرچه را خواهى دوست بدار كه از آن جدا مىشوى، و چون دريافت كه هركس هرچه را دوست بدارد كه از آن جدا شدنى است، بناچار براى جدا شدن از آن خود را به زحمت خواهد انداخت، پس قلب خود را سرگرم به چيزى مىكند كه از آن جدا نمىشود و آن ياد خداى متعال است، زيرا ذكر خدا در قبر همنشين اوست و از او جدا نمىشود و تمام اينها در مدّتى كوتاه تمام مىشود. بنابراين عمر (در دنيا) نسبت به مدّت زندگى آخرت اندك است و هر خردمندى خشنود است كه در مسافرتى سختى تحمل كند و يك ماه حرفهاى و كارى فرا گيرد تا يك سال در نعت به سر ببر، پس عمر دنيا عمر آدمى نسبت به زندگى هميشگى كمتر از مدّت يك ماه نسبت به عمر دنياست لذا بناچار بايد صبر و مجاهده كرد «انسان سختيها را تحمّل مىكند به اين اميد كه به راحتى دست يابد»«٨٣»
راه مجاهده و تمرين براى هر انسانى نسبت به حالات مختلف او گوناگون است و آنچه در مجاهده اصالت دارد اين است كه انسان اسباب شادمانى خود از دنيا را ترك كند. بنابراين كسى كه از مال و مقام يا مقبوليّت در وعظ يا عزّت در قضاوت و حكومت يا به بسيارى پيروان در تدريس و بهره رساندن شاد مىشود، در مرحله اول سزاوار است كه آنچه را موجب شادمانى اوست ترك كند، زيرا اگر يكى از امور ياد شده منع شود و به او گفته شود با منع شدن چيزى از پاداش آخرتت كم نمىشود، و او ناخشنود و متألّم شود از كسانى است كه از زندگانى دنيا شادمان است و به آن اطمينان كرده است و اين حالت موجب هلاك اوست. آگاه اگر موجبات شادمانى دنيا را رها ساخت بايد از مردم كنارهگيرى كند و تنها بماند و از دل خود مراقبت نمايد تا به غير از ياد خدا و فكر او به چيزى مشغول نشود و در كمين باشد كه هرگاه در نفس وسوسه
«٨٣» (( عند الصباح يحمد القوم السرى ، )) مفهوم ديگر اين ضرب المثل در مورد كسى است كه با زحمت و رنج به خواسته اش مى رسد. (( المنجد، فرايد الادب ، )) حرف صلّى اللّه عليه و آله ص ٩٩٥ چاپ ٢٦. م .