راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٥ - شرح تفصيلى راه تهذيب اخلاق
مىخواهد زبان خود را از غيبت و حرفهاى بيهوده حفظ كند، سزاوار است كه جز در كارهاى مهّم سكوت كند تا ميل به حرف زدن در او بميرد و جز بحق سخن نگويد. در اين صورت سكوت و سخن گفتن او عبادت است، و هرگاه چشم عادت كند به هر چيز زيبا بنگرد از نگاه به حرام محفوظ نمىماند و همچنين ديگر شهوتها زيرا آنچه به سبب آن ميل به حلال مىكند به همان سبب به حرام مايل مىشود. پس شهوت يكى است، و بر بنده واجب است كه شهوت را از حرام منع كند و اگر در شهوتها و مشتهيات به اندازه نياز اكتفا نكند شهوت بر او غالب آيد.
مطلبى كه گفتيم يكى از بلاهاى امور مباح بود. بلايى بزرگتر از اين نيز وجود دارد و آن اين است كه نفس در بهرهورى از دنيا شاد مىشود و از روى غرور و سرمستى به آن اعتماد مىكند تا از آن سرشار و پر شود مانند شخص مستى كه به هوش نمىآيد. براى اين كه شادى از دنيا زهرى كشنده است كه در رگها جارى مىشود. پس اندوه و ترس و ياد مرگ و وحشتهاى قيامت را از دل بيرون مىآورد و اين همان دل مردگى است. خداى متعال فرموده: وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ ما الْحَياةُ الدُّنْيا في الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ.«٨٢»
و نيز فرموده: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ- تا گفتار حق متعال- إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ.«٨٣» پس صاحبدلان دور انديش دلهاى خود را آزمودهاند. در شادمانى حاصل از برخوردارى از نعمتها دل را با قساوت و ناسپاس يافتهاند كه ياد خدا و قيامت در آن اثرى ندارد امّا در حزن و اندوه آن را نرم و صاف يافتهاند كه ياد خدا بر آن اثر مىكند لذا پىبردهاند كه نجات در اندوه هميشگى و دورى از عوامل غرور و شادمانى است. از اين رو دلهاى خود را از لذّتها جدا كرده و به صبر در برابر خواستههاى حلال و حرام عادت كردهاند و
«٨٢» رعد / ٢٦: و آنها به زندگى دنيا شاد (و خوشحال ) شدند در حالى كه زندگى دنيا در برابر آخرت متاع ناچيزى است .
«٨٣» حديد / ٢٠: بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى است .