راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٩ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
كردهاند كه چينيان و روميان در برابر يكى از شاهان به زيبايى صنعت نقاشى افتخار كردند. شاه تصميم گرفت كه ايوانى را در اختيارشان قرار دهد تا يك طرف ايوان را چينيها و طرف ديگرش را روميها نقاشى كنند و ميان دو گروه نقّاش پردهاى آويخت كه هر گروهى از كار گروه ديگر آگاه نشود. هر دو گروه مشغول كار شدند روميان رنگهاى بىشمار و كمياب فراهم آوردند و چنينان بدون رنگ و دست خالى وارد ايوان شدند و آن سمت از ايوان را كه مىبايست نقاشى كنند صيقل و جلا دادند. چون روميان از نقاشى فراغت يافتند چينيها نيز ادّعا كردند كه كار را به پايان رساندهاند. شاه از گفته آنها به شگفت آمد كه چگونه با نداشتن گنگ كار را تمام كردهاند. گفته شد: چگونه با نداشتن رنگ نقاشى را تمام كردهايد؟ گفتند: از ما چه مىخواهيد پرده را برداريد. پرده را برداشتند ديدند در آن طرف از ايوان كه آنها كار مىكردند نقاشيهاى زيباى روميان تابيده و درخشش و روشنى آن بيشتر از طرف روميان است، زيرا طرف مربوط به آنها بر اثر جلاى فراوان همانند آينه شده بود. و به سبب همين جلاى فراوان، طرف چينيها از زيبايى بيشترى برخوردار بود.«٧٤»
«٧٤» اين داستان را مولوى در مثنوى خود به نظم كشيده و به جاى رومى ، چينى و به جاى چينى رومى گذاشته و گفته است :
اهل چين و روم در بحث آمدند *** روميان در علم واقف تر بدند
چينيان گفتند يك خانه به ما *** خاص بسپاريد و يك آن شما
بود دو خانه مقابل در بدر *** آن يكى چينى ستد رومى دگر
چينيان صد رنگ از شه خواستند *** پس خزينه باز كرد آن ارجمند
هر صباحى از خزينه رنگها *** چينيان را راتبه بود و عطا
روميان گفتند نى نقش و نه رنگ *** در خور آيد كار را جز دفع زنگ
در فرو بستند و صيقل مى زدند *** همچو گردون ساده و صافى شدند
چينيان چون از عمل فارغ شدند *** از پى شادى دهلها مى زدند
شه درآمد ديد آن جا نقشها *** مى ربود آن عقل را و فهم از
بعد از آن آمد به سوى روميان *** پرده با بالا كشيدند از ميان
عكس آن تصوير و آن كردارها *** زد بر اين صافى شده ديوارها
هر چه آنجا بود اينجا به نمود *** ديده را از ديده خانه مى ربود