راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦١ - عواملى كه آدمى را به غيبت وا مىدارد
بر او گستاخ شدهام در حالى كه پيامبر (ص) فرمود: «دوزخ درى دارد كه هيچ كس از آن در وارد نمىشود جز آن كه خشم خود را با معصيت كردن خدا درمان كرده باشد.»«٢٦٥»
پيامبر (ص) فرمود: «هر كه تقواى الهى پيشه كند زبانش ناتوان شود و خشم خود را فرو برد.»«٢٦٦»
و نيز فرمود: «هر كه خشم خود را فرو خورد در حالى كه توان اعمال آن را دارد خدا در روز قيامت در حضور تمام مردم او را فرا مىخواند تا از ميان حوران بهشتى هر كدام را بخواهد برگزيند.»«٢٦٧»
در يكى از كتابهاى آسمانى آمده است «اى فرزند آدم آنگاه كه خشمگين مىشوى به ياد من باش تا آنگاه كه بر تو خشمگين شوم از تو ياد كنم و تو را در زمره كسانى كه هلاك مىكنم قرار ندهم.»
درمان موافقت (همراهى با مردم در غيبت) به اين است كه بدانى هر گاه با خشنود كردن مردم خشم خدا را بطلبى خدا بر تو خشم مىگيرد. پس چگونه بر خود مىپسندى كه ديگرى را محترم بدارى و مولاى خود (خدا) را كوچك بشمارى و براى خشنود ساختن آنان از خشنودى خدا دست بردارى؟ مگر اين كه خشمگينى تو براى خدا باشد و آن سبب نمىشود كه شخص غضب شده را به بدى ياد كنى بلكه شايسته است براى خدا بر رفقاى خود خشم بگيرى زيرا آنها شخص مورد غضب را به بدى ياد كردهاند در نتيجه به بدترين گناه كه غيبت
«٢٦٥» اين حديث را بزاز و ابن ابى الدنيا و ابن عدى و بيهقى و نسائى از حديث ابن عباس روايت كرده اند.
«٢٦٦» اين حديث را ابن ابى الدنيا در تقوا از سهل بن سعد به سندى ضعيف روايت كرده است (( (الجامع الصغير). ))
«٢٦٧» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٤١٨٦ روايت كرده و منظور از (( (كظم غيظا) )) اين است نفس خود را از اجراى مقتضاى خشم منع كند و (( (يمضيه ) )) يعنى مى تواند به مقتضاى خشم عمل كند و در اصل ماءخذ حديث به جاى (( (يمضيه ) (ينفذه ) )) آمده است . ابوداوود همين حديث را در (سنن )، ج ٢، ص ٥٤٨ روايت كرده است .