راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٦ - نخستين آفت، سخن گفتن از چيزى است كه به انسان مربوط نيست
دوست دارى او دربارهات بگويد و از سخنى او را معاف بدار كه دوست دارى تو را معاف بدارد، و مانند شخصى كار كن كه معتقد است در برابر نيكى پاداش مىگيرد و در برابر گناه كيفر مىشود.«٣٧»
به لقمان حكيم گفته شد: حكمتت چيست؟ گفت: از آنچه ضرورتى ندارد سؤال نمىكنم و در كارى و سخنى كه به من ارتباط ندارد خود را به زحمت نمىاندازم.
مورّق عجلى گويد: بيست سال است كه من در جستجوى چيزى هستم و بر آن دست نيافتم و از جستجوى آن نيز باز نايستادم. گفتند آن چيست؟ گفت:
سكوت در مورد آنچه به من مربوط نيست.
ديگرى گفته است: به آنچه مربوط به تو نيست نپردازد و از دشمنت كنارهگيرى كن، و از دوست خود بپرهيز مگر امين باشد و امين كسى است كه از خدا مىترسد. و با شخص گنهكار همنشينى مكن كه كارهاى زشت او را بياموزى و او را بر راز خود آگاه مساز و در كار خود با كسانى كه از خداى متعال مىترسند مشورت كن. تعريف ما لا يعنيك (سخن بىفايده و بىارج) اين است كه سخنى بگويى كه اگر آن را نگويى نه گناهى كردهاى و نه در حال و آينده ضررى خواهى كرد، مثل اين كه با گروهى بنشينى و داستانهاى مسافرتت و ديدنيهايى را كه ديدهاى از قبيل كوهها و رودخانهها و وقايع سفر و پوشاك و خوراكهاى خوبى كه خوردهاى و وقايع و امور شگفتى كه در شهرهاى مهّم مشاهده كردهاى نقل كنى، اينها امورى است كه اگر نسبت به آنها خاموش بمانى گناه نكرده و زيان نبردهاى و هر گاه سخت بكوشى كه به داستانهايت سخن كم يا زياد نيفزايى و به مشاهدات مهّم خود نبالى و غيبت كسى يا نكوهش از چيزى نكنى با تمام اين اوصاف وقت خود را تلف كردهاى و كجا از آفتهاى ياد شده سالم مىمانى. از جمله سخنان بىربط است كه از ديگرى بپرسى چيزى را
«٣٧» الا نفطار ١٠-١١: بدون شك نگهبانى بر شما گمارده شده والامقام و نويسنده (اعمال نيك و بد شما).