راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٥ - نخستين آفت، سخن گفتن از چيزى است كه به انسان مربوط نيست
كه او را بىنياز نمىكند مانع شده باشد.»«٣٤» معناى حديث اين است كه بهشت بر كسى گواراست كه مورد محاسبه واقع نشود و هر كس سخنى بىربط بگويد به خاطر آن محاسبه خواهد شد، اگر چه سخنش مباح باشد. پس با محاسبه دقيق اعمال، بهشت بر او گوارا نيست، چه آن خود نوعى عذاب است.
از محمّد بن كعب روايت شده كه گفت: پيامبر خدا (ص) فرمود: «نخستين كسى كه از اين در وارد شود مردى بهشتى است پس مردى به نام عبد الله بن سلام وارد شد و جمعى از ياران پيامبر (ص) برخاسته به طرف او رفتند و جريان را به او خبر دادند و گفتند: ما را از مطمئنترين كارى كه دارى و به آن اميدوارى خبر بده، گفت: من ضعيفم و مطمئنترين عملى كه با آن به خدا اميدوارم سلامتى سينه و انديشه و ترك سخنى است كه به من ارتباط ندارد.«٣٥»
ابوذر (رض) گويد- پيامبر (ص) به من فرمود: «آيا به تو بياموزم عملى را كه بر بدن سبك و در ميزان (عمل) سنگين است؟ عرض كردم: آرى اى پيامبر خدا. فرمود: آن عمل سكوت و خوشخويى و ترك سخن بىربط است.»«٣٦»
مجاهد گويد: شنيدم ابن عباس مىگفت: پنج چيز است كه بهتر از تعداد بسيار شتران ايستادهاى است كه نعمت به شمار مىآيند: سخنى كه به تو مربوط نيست مگو كه زايد است. و از گناه آن در امان نيستى و راجع به سخنى كه مربوط به توست سخن مگو تا جايى برايش بيابى، زيرا بسا انسانى كه سخنى مربوط به خود را بگويد و در جايش نگويد و گرفتار آيد و با شخص بردبار و نادان مجادله نكن زيرا بردبار با سكوت خود تو را خشمگين سازد و نادان با گفتارش تو را آزار دهد و از برادرت ياد كن به امورى كه اگر تو غايب شدى
«٣٤» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) از حديث كعب بن عجره به سندى جيّد روايت كرده است جز اين كه ظاهرا ميان صحابى و آن راوى كه از صحابى روايت كرده فاصله زمانى وجود دارد چنان كه در (( المغنى )) آمده است .
«٣٥» اين حديث را بزاز و طبرانى و ابويعلى بدون (( ((و ترك ما لا يعينك )) )) روايت كرده اند و بيهقى در (( الشعب )) با همان جمله روايت كرده است چنان كه در (( الترغيب ، )) ج ٣، ص ٥٣٣ آمده است .
«٣٦» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) روايت كرده چنان كه در (( الترغيب و الترهيب ، )) ج ٣، ص ٥٣٥ آمده است .