راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٤ - نخستين آفت، سخن گفتن از چيزى است كه به انسان مربوط نيست
ذكر خداست، پيامبر خدا (ص) چنين فرموده است«٣١» بلكه سرمايه بنده فرصتهايى است كه در اختيار دارد و هر گاه آنها را در جايى مصرف كند كه بى ثمر است و ثوابى را با آنها نيندوزد سرمايهاش را تباه ساخته است از اين رو پيامبر (ص) فرمود: «نشان خوب بودن اسلام شخص اين است كه آنچه به او مربوط نيست رها كند»«٣٢» بلكه بالاتر از اين حديث وارد شده است.
انس گويد: نوجوانى از لشكر اسلام در روز احد شهيد شد و بر شكمش از گرسنگى سنگى بسته بود. پس مادرش خاك را از صورتش زدود و گفت:
پسركم بهشت گوارايت باد. پيامبر (ص) فرمود: «از كجا مىدانى (اهل بهشت است) شايد سخنان بىربطى گفته باشد و از سخنى كه به او ضررى نداشته خوددارى كرده باشد.»«٣٣»
در حديث ديگرى است: «پيامبر (ص) كعب را نيافت، از حال او پرسيد عرض كردند بيمار است. پس به قصد ديدار او بيرون آمد و چون بر او وارد شد گفت: اى كعب مژده باد تو را. مادرش گفت: اى كعب بهشت بر تو گوارا باد.
پيامبر (ص) فرمود: اين زن كه جلوتر از خدايى حكم مىكند كه به او سوگند ياد مىشود كيست؟ كعب گفت: اين زن مادر من است. فرمود: اى مادر كعب از كجا مىدانى كعب به بهشت مىرود شايد سخنى بىربط گفته باشد يا از سخنى
«٣١» عراقى گويد: براى اين حديث اصلى نيافتم . ليكن كلينى در كافى ، ج ٢، ص ٢٣٧ در حديثى از حضرت صادق از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه (( ((ان اولياء اللّه سكتوا فكان سكتوهم ذكرا و نظروا فكان نظرهم عبرة و نطقوا فكان نطقهم حكمة و مشوا فكان مشيهم بين الناس بركة ... )) تا آخر حديث . اولياء سكوت مى كنند و سكوتشان ياد خداست و مى نگرند و نگريستن آنها عبرت است و سخن مى گويند و سخن گفتن آنها حكمت است و راه مى روند و راه رفتن آنها در ميان مردم بركت است .
«٣٢» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٣٩٧٦ روايت كرده است .
«٣٣» اين حديث را ترمذى در (سنن )، ج ٩، ص ١٩٦ روايت كرده است : اين حديث عجيب است و در آن آمده است (( ((فلمة تكلم فيها لا يعنيه او بخل بها لا ينقصه )) )) و ابن ابى الدنيا اين حديث را در (( الصمت )) به همان لفظ مصنف روايت كرده است .