راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧ - توضيح خاصيّت قلب براى آدمى
شخصى نسبت به علوم مانند حال نويسندهاى است كه از نوشتن جز دوات و قلم و حروف ساده چيزى نمىداند. اين فرد به نوشتن نزديك شده ولى هنوز كاتب نيست.
صورت دوم آن كه با تجربه و انديشه علوم اكتسابى را به دست مىآورد و در خزانه سينهاش جاى مىدهد و هر وقت بخواهد به آنها رجوع مىكند. در اين جا حال او همانند حال نويسنده ماهرى است كه به سبب قدرت بر نوشتن به او كاتب مىگويند، اگر چه خود به نوشتن نپردازد، و اين آخرين درجه انسانيّت است. ليكن در اين درجه، درجات بىشمارى است، كه مردم به تناسب معلومات كم و زياد، شرافت و پستى معلومات و روش به دست آوردن آن متفاوت مىباشند براى بعضى دلها علم به وسيله الهام الهى از راه مكاشفه حاصل مىشود، و براى برخى با آموختن و اكتساب به دست مىآيد، و گاه اين علم زود و گاه به كندى حاصل مىشود. و از اينجاست كه درجات دانشمندان حكيمان، اوليا و انبيا گوناگون مىشود و درجات ترقّى در آن محدود نيست، زيرا براى معلومات الهى پايانى نيست. آخرين درجه درجه پيامبرى است كه همه حقايق يا بيشتر آن بدون درس خواندن و زحمت با كشفى الهى در اسرع وقت حاصل مىشود و با اين سعادت است كه بنده قرب معنوى و حقيقى به خدا پيدا مىكند نه قرب مكانى و فيزيكى. پلّههاى اين درجات منزلهاى رهروان به سوى خداى متعال است و اين منزلها بىشمار است و هر رهروى همان منزلى را كه به آن رسيده و منزلهاى پايينتر آن را مىشناسد امّا به حقيقت آنچه در برابر اوست احاطه علمى ندارد، ولى گاه به سبب ايمانى كه به غيب دارد آن را تصديق مىكند.
چنان كه ما به پيامبر و نبوّت او ايمان داريم و آن را تصديق مىكنيم ولى جز پيامبر كسى حقيقت نبوّت را نمىداند، همان طور كه جنين از حال طفل و طفل از حال كودك مميّز و آگاهيهاى بديهى او آگاه نيست و نيز كودك مميّز از حال عاقل و علوم نظرى كه به دست آورده خبر ندارد. بنابراين هيچ خردمندى آنچه را خدا بر اوليا و پيامبران خود از لطف و رحمتش گسترده آگاه نيست. ما يَفْتَحِ الله لِلنَّاسِ من رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها