راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧١ - شرح نشانههاى خوشخويى
هركس اميدوار است جز خدا مؤمن از هركس در امان است جز از خدا، و منافق از هركس ترسان است جز خدا مؤمن مالش را فداى دينش مىكند و منافق دينش را فداى مال خود مىكند مؤمن نيكى مىكند و مىگريد، و منافق بدى مىكند و مىخندد، مؤمن تنهايى و خلوت را دوست دارد، و منافق آميزش و جمع را دوست دارد مؤمن كشت مىكند و از تباه شدن كشتهاش مىترسد، و منافق از ريشه برمىكند و اميد درويدن دارد مؤمن به قصد سياست كردن امر و نهى مىكند و هدفش اصلاح است، و منافق براى رياست امر و نهى مىكند و قصدش فساد است. بهترين چيزى كه با آن خوشخويى آزموده مىشود شكيب بر آزار، و تحمّل ستم است، و هر كه از بدخويى ديگرى شكايت كند دليل بر بدخويى خود اوست زيرا خوشخويى، تحمّل آزار (ديگران) است.
«روايت شده است كه پيامبر خدا (ص) راه مىرفت در حالى كه انس همراهش بود. عربى بيابانى به آن حضرت برخورد، پس عباى او را سخت بكشيد و حضرت بر روى عبا بردى خبرانى پوشيده بود كه حاشيهاى درشت داشت، انس گويد: عرب آن اندازه عبا را كشيد كه ديدم حاشيه برد بر گردن پيامبر (ص) اثر گذاشته است آن گاه گفت: اى محمّد (ص) از مال خدا كه در اختيار توست به من ببخش. پيامبر خدا (ص) به او توجّه كرد و خنديد پس به او بخششى كرد»«٩٩» و چون قريش بر آزار و زدن آن حضرت افزودند، عرض كرد:
«خدايا قوم مرا بيامرز چه آنها نادانند.» از اين رو خداى متعال فرموده: وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ.«١٠٠»
روايت شده: «على (ص) غلامش را صدا زد. او را جواب نداد. دوباره و سه باره صدايش زد، پاسخش نداد پس به طرف او رفت او را ديد كه تكيه كرده و لميده است. پس فرمود، غلام مگر نشنيدى، گفت: چرا فرمود: چه چيز تو را بر
«٩٩» حديث را بخارى (در صحيح )، ج ٧، ص ١٨٩ از حديث انس روايت كرده است .
«١٠٠» قلم / ٤: تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى ؛ اين حديث را ابن حبان و بيهقى در (( الدلائل )) از حديث سهل بن سعد روايت كرده است . (( (المغنى ). ))