راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٩ - شرح حقيقت خوشخويى و بدخويى
متفاوتند. پس هركس در اين اخلاق به پيامبر نزديك شود به اندازه نزديكىاش به رسول خدا به خدا نزديك مىشود و در هر كسى كه اين اخلاق بطور كامل جمع شود شايسته است كه در ميان مردم فرشتهاى فرمانبردار باشد كه تمام مردم به او رجوع كنند و در تمام كارها به او اقتدا كنند، و هركس از تمام اين اخلاق جدا شود و متصّف به صفات مخالف آنها گردد سزاوار است كه از ميان مردم و شهرها رانده شود زيرا او به شيطان ملعون و دور از رحمت خدا نزديك شده از اين رو سزاوار است كه تبعيد شود، چنانكه شخص اوّل به فرشته مقرّب نزديك بود و سزاوار بود كه به او اقتدا و تقرّب جسته شود، و پيامبر خدا (ص) به پيامبرى برانگيخته نشد مگر آن كه اخلاق نيك را كامل كرد، چنانكه خود فرمود.«٤٣»
قرآن به اين اخلاق در صفات مؤمنان اشاره كرده و فرموده است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبِيلِ الله أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ.«٤٤» بنابراين ايمان به خدا و رسولش بدون ترديد همان نيروى يقين است كه نتيجه عقل و كمال حكمت است و جهاد با مال همان بخششى است كه به حفظ نيروى شهوت باز مىگردد و جهاد با نفس همان شجاعتى است كه به پيروزى نيروى خشم از شروط عقل و حفظ اعتدال برمىگردد. خداى متعال صحابه را به آن توصيف كرده و فرموده است: أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ:«٤٥» آيه فوق اشاره به اين است كه سختگيرى جايى و رحمت و مهربانى جايى دارد. سختگيرى در همه حال نشان كمال نيست و رحمت و مهربانى نيز در همه حال از كمال آدمى نمىباشد.
اين بود شرح معناى اخلاق و زشت و زيبايى آن و شرح اركان و نتايج و شاخههايش.
«٤٣» به (( مجمع الزوائد، )) ج ٩، ص ١٥، مصابيح بغوى ، ج ٢، ص ١٣٤ رجوع كنيد.
«٤٤» حجرات / ١٦: مؤ منان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده اند، سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه نداده ، و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده اند. آنها راستگو باشند.
«٤٥» فتح / ٢٩: در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند.