راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٢ - باب دوّم در توحيد
از امام رضا (ع) پرسش شد: دليل بر حادث بودن جهان چيست؟ فرمود:
«تو نبودى سپس موجود شدى، و اين را دانستهاى كه تو خودت را به وجود نياوردهاى، و كسى مانند خودت تو را ايجاد نكرده است.»«١٦»
از عارفى پرسيدند به چه چيزى خدا را شناختهاى؟ گفت: به آنچه بر دلها وارد مىشود و نفس نمىتواند آنها را تكذيب كند.
از عرب بيابانى همين پرسش شد پاسخ داد: پشكل شتر نشانه شتر، و جاى پا نشانه وجود رونده است آيا آسمان با اين ستارگان، و زمين با اين راهها بر وجود آفرينندهاى دانا و مهربان دلالت ندارند؟
سيّد بزرگوار علىّ بن موسى بن طاووس در وصيّتهاى خود به فرزندش مىگويد: من از اشخاص زيادى كه ديدار كردهام دريافته، و از بسيارى از علماى اسلام اين را شنيدهام كه اينان آنچه را خداوند و پيامبرش (ص) در زمينه شناخت پروردگار و آفريننده جهان و مالك دنيا و آخرت براى مردم سهل و آسان كرده بودند، سخت و دشوار ساختهاند، زيرا كتب پيشين آسمانى و قرآن شريف را مىبينى كه پر از توجّه دادن مردم به ادلّه شناخت پديدآورنده مخلوقات، و تغيير دهنده متغيّرات و دگرگون كننده اوقات است، و مىبينى كه علوم سرور ما خاتم پيامبران (ص) و علوم پيامبران پيشين (ع) درباره معرفت پروردگار مهربان و تكاليف آدميان بر همان منوال كتب الهى است كه بر آنها نازل شده است، و دانشمندان مسلمان در صدر نخست اسلام تا اواخر دورانى كه امامان معصوم (ع) در ميان مردم حضور داشتهاند نيز بر همين اساس رفتار كردهاند، چه در نفس خود بىهيچ اشكالى اين را مىدانى كه بدن، روح، زندگى و عقل خويش و آنچه خارج از اختيار توست مانند آرزوها، حالات و عمرت را خودت نيافريدهاى، و نيز پدر و مادرت و نياكانت آنها را خلق نكردهاند، زيرا به يقين مىدانى كه آنان از انجام دادن چنين كارهايى ناتوانند، و اگر آنها به ايجاد چنين
«١٦» همان ماخذ ص ٣٠٤