راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٠ - نشانههاى عالمان آخرت
پاسخ داد: آرى، قاضى گفت: حاجتت چيست؟ حاتم گفت: مسألهاى دارم و مىخواهم آن را از تو بپرسم قاضى گفت: بپرس. حاتم گفت: برخيز و راست بنشين تا بپرسم وى راست بنشست. حاتم گفت: اين دانش خود را از كجا فرا گرفتى؟ قاضى پاسخ داد: آن را محدّثان موثّق به من رسانيدهاند. حاتم گفت، از چه كسى به تو رسانيدهاند؟ پاسخ داد: از اصحاب پيامبر خدا (ص). حاتم گفت:
اصحاب از چه كسى اخذ كردهاند؟ پاسخ داد: از پيامبر خدا (ص) حاتم گفت:
پيامبر از چه كسى؟ گفت: از جبرئيل و او از خداوند متعال حاتم گفت: در آنچه جبرئيل از خداوند متعال به پيامبر (ص) و او به اصحاب خود رسانيده، و آنان به راويان ثقه نقل كردهاند هيچ شنيدهاى كه هر كس خانهاش همچون سراى اميران باشد، و وسعت آن بيشتر، منزلتش نزد خداوند زيادتر خواهد بود. قاضى گفت:
نه. حاتم گفت: پس چگونه شنيدهاى؟ پاسخ داد: شنيدهام هر كس در دنيا زاهد، و به آخرت راغب باشد، و مستمندان را دوست بدارد، و كار آخرت را بر امور دنيا مقدّم سازد پايگاهش در نزد خداوند برتر خواهد بود. حاتم به او گفت: پس تو به چه كسى اقتدا كردهاى؟ به پيامبر (ص) و اصحاب شايسته او يا به فرعون و نمرود؟ كه نخستين كسانى بودند كه خانه از گچ و آجر بنا كردند. اى عالمان بد! نادانى كه به دنيا راغب و بر آن حريص است چون امثال شما را ببيند مىگويد: عالم حالش چنين است، و من بدتر از او نيستم. پس از اين سخنان حاتم از نزد قاضى برخاست و بيرون رفت، و بيمارى ابن مقاتل شدّت گرفت.
چون مردم شهر رى از آنچه ميان قاضى و حاتم گذشته بود آگاه شدند، به حاتم گفتند: طنافسى قاضى قزوين چيزدارتر از اوست. حاتم به قصد ديدار او رهسپار قزوين گرديد. چون بر او وارد شد به وى گفت: خدا تو را رحمت كند من مردى عجمى هستم خواهان آنم كه يكى از مسائل دين را كه كليد نماز است به من بياموزى و بگويى كه چگونه بايد براى نماز وضو بسازم. گفت:
فرمانبردارم، و غلام را صدا كرد كه ظرف آبى حاضر كند چون ظرف آب را آورد، طنافسى نشست، و هر يك از اعضاى وضو را سه بار شست، سپس گفت: