راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٥ - فصل دلايل وجوب عصمت امام
تطهير» «٦٦»
و جز آنها نشان دهنده ويژگيهاى اوست، و عدم سابقه كفر، و كثرت فوايد وجودى، و آراستگى آن حضرت به همه كمالات نفسانى و بدنى و خارجى از اختصاصات آن بزرگوار است.
بدان كه ابتلا و آزمون پيامبران و اوليا از سوى خداوند سنّت جارى حقّ تعالى در امّتهاى گذشته بوده و به همان نحو در اين امّت نيز پيوسته جريان داشته است، وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلًا«٦٧»، و اين خود مايه رفع شگفتى است از اين كه اكثريّت اين امّت از راه صواب منحرف شد، و باطل در ظاهر بر حقّ چيرگى يافت. چه آدم ابو البشر (ع) تنها دو پسر داشت و يكى از آن دو كه بر باطل بود بر ديگرى كه بر حقّ بود غلبه كرد، و امّت شيث و كسانى كه پس از او آمدند مغلوب بوده و در حال تقيّه به سر بردند، تا آنگاه كه دوران پيامبرى نوح (ع) فرا رسيد. در اين دوران نيز نوح پيوسته مقهور و مورد عناد و دشمنى مخالفان بود، تا آن زمان كه خداوند دشمنان را در طوفانى هولناك و فراگير غرق ساخت.
صالح و هود و لوط (ع) نيز با امّتهاى خود دچار همين جريانها شدند، و ابراهيم (ع) با نمرود، موسى (ع) با فرعون و عيسى (ع) با يهود درگير شد، و مردم در برابر هيچ يك از پيامبران (ع) جز پس از نزول آيات و قهر و عذاب رام و تسليم نشدند. براستى كدام امّت را سراغ داريد كه با سلامت و عافيت راه مستقيم را در پيش گرفته باشد، تا انتظار داشته باشيم اين امّت نيز در اطاعت الهى و فرمانبردارى از ائمّه حقّ بر صراط مستقيم باشد.
اينك اگر بخواهى گوش فرا دهى به آنچه گروهى از صحابه و تابعين مرتكب شدهاند، تا نمونهاى از اعمال زشت آنها را بدانى به حديث سليم بن قيس كه شيخ طبرسى آن را در كتاب احتجاج«٦٨» خود آورده است. گوش فراده «سليم گفته است: منادى معاويه از سوى او ندا كرد
«٦٦» تفسير كشاف ذيل آيه مباهله ج ١ ص ٢٨٣ حافظ عسقلانى گفته است : آن را مسلم از طريق صفيه دختر شيبه روايت كرده است حاكم از آن غفلت كرده و سپس آن را در مستدرك خود آورداست
«٦٧» احزاب / ٦٢: و براى سنت الهى هيچ گونه تغييرى نخواهى يافت
«٦٨» ص ١٥٣ چاپ تهران و ص ١٥٩ چاپ نجف