راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٤ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
شده مىپذيرد. دانشجو بايد هر طريقى را كه معلّم براى يادگيرى به او ارائه مىدهد پيروى كند، و رأى خود را فرو گذارد، زيرا در واقع خطاى معلّم از صواب خودش برايش سودمندتر است. چون تجربه انسان را از امورى دقيق كه شنيدن آنها مايه استبعاد و شگفتى است آگاه مىگرداند، و در عين حال سود آنها بزرگ است. فى المثل بسا بيماران گرم مزاج كه در برخى اوقات پزشك با چيزهايى كه طبيعت گرم دارند آنها را درمان مىكند، تا براى تحمّل صدمات معالجه نيروى بيشترى پيدا كنند، و كسى كه از اين امور آگاهى و در آنها تجربهاى ندارد از اين عمل دچار شگفتى مىشود. خداوند متعال با بيان داستان خضر و موسى (ع) انسان را به اين حقيقت متوجّه مىكند، در آن جا كه خضر مىگويد: إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً، وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ به خُبْراً«١١» سپس خضر با او شرط مىكند كه خاموش و تسليم باشد، و مىگويد: فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً«١٢» امّا موسى (ع) شكيبايى نكرد، و پيوسته بر او ايراد مىگرفت، تا آن حدّ كه همين امر سبب جدايى آنها شد.
خلاصه هر دانشجويى كه در برابر رأى معلّم رأى و اختيارى براى خود نگه دارد بايد شكست خورده و زيانكار به حساب آيد.
اينك اگر بگويى خداوند متعال فرموده است: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ«١٣»، و در اين آيه به سؤال امر شده است، بايد بدانى كه دستور همين است ليكن اين امر در مواردى است كه معلّم اجازه پرسش دهد، زيرا سؤال از چيزى كه مرتبه فهم تو به آن نمىرسد پسنديده نيست، و به همين سبب خضر
«١١» كهف / ٦٧ و ٦٨: تو هرگز با من نمى توانى شكيبايى كنى و چگونه مى توانى در برابر چيزى كه از رموزش آگاه نيستى شكيبا باشى
«١٢» كهف / ٦٩: پس اگر مى خواهى به دنبال من بيايى از هيچ چيزى سوال مكن تا آن را براى تو بازگو كنم
«١٣» نحل / ٤٣: اگر نمى دانيد از اهل اطلاع بپرسيد