راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٧ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
اشاره فرموده است.
غزّالى مىگويد: سبب سوّم از اسبابى كه باعث منع فراگيرى دانش نجوم است وارد شدن در علمى است كه براى كسى كه آن را فرا مىگيرد هيچ سودى ندارد، بلكه به سبب اين كار در خور نكوهش است، و مانند اين است كه بخواهد علوم دقيق و پيچيده را پيش از علوم ساده و روشن، و دانشهاى پنهانى را پيش از ظاهرى فرا گيرد، و همچون بحث از اسرار الهى است كه فلاسفه و متكلّمان از آنها آگاهى و بر آنها تسلط و در آنها تخصص ندارند، و تنها پيامبران و اولياى خدا توانايى حمل اين اسرار را دارند و اين امر تنها به آنان اختصاص دارد و تنها آنان از فنون بعضى از آنها آگاهند. بنابراين واجب است مردم از دنبال كردن اين گونه دانشها دست بازدارند، و به آنچه شرع در اين باره گفته است رجوع كنند، و آن براى اهل توفيق قانع كننده است. بسا افرادى كه در تحصيل اين علوم تلاش بسيار كردند و دچار زيان شدند، و اگر دنبال اين دانشها نمىرفتند، وجهه مذهبى آنها نيكوتر از وضعى بود كه در پايان به آن دچار شدند. نمىتوان انكار كرد كه پارهاى از علوم براى بعضى از مردم زيانبارند، همچنان كه گوشت پرندگان و حلواهاى لطيف و گوارا براى كودك شيرخوار زيان دارد. حتى بسا اشخاص كه ناآگاهى آنها نسبت به بعضى از امور براى آنها سودمند است. حكايت شده كه يكى از مردم از نازايى همسرش به پزشك شكايت كرد. پزشك نبض زن را گرفت، و به او گفت: نيازى به داروى زايمان ندارى، و نبض تو دلالت بر اين دارد كه چهل روز ديگر خواهى مرد. زن از اين سخن سخت دچار هراس شد، و زندگىاش تلخ و ناگوار گرديد. اموالش را ميان وارثانش قسمت و به آنچه مىخواست وصيّت كرد، و از خوردن و آشاميدن دست بازداشت تا مدّت مذكور سپرى شد، امّا زن نمرد، شوهرش به پزشك مراجعه كرد، و به او گفت، او نمرده است، پزشك گفت: اين را مىدانم، هم اكنون با او هم بستر شو كه او حامله خواهد شد. مرد گفت: اين چگونه ممكن است، پزشك پاسخ داد: من ديدم زنت چاق و فربه است، و دهانه زهدانش را پيه