راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٨ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
فرا گرفته، و چون مىدانستم هيچ چيزى جز ترس از مرگ او را لاغر نمىكند.
از اين رو وى را بدان طريق ترسانيدم اكنون لاغر شده، ديگر مانعى بر سر باردار شدن او وجود ندارد. اين داستان خطر برخى از دانشها را گوشزد مىكند.
و معناى سخن پيامبر (ص) را كه فرموده است: «پناه مىبريم به خدا از دانشى كه سودى ندارد»«١٦» به ما مىفهماند، از اين رو بايد از اين داستانها پند گرفت، و از دنبال كردن و پژوهش در دانشهايى كه شرع آنها را مذمّت و ما را از آنها نهى فرموده است خوددارى، و به آنچه در سنّت است اكتفا كنيم، زيرا سلامت در پيروى از سنّت است، و پيگيرى و خودسرى خطرناك مىباشد، و نبايد به رأى و درك و دليل و برهان و گمان خود فخر و مباهات كرد و گفت كه من اشيا را مورد بحث و بررسى قرار مىدهم تا ماهيّت و حقيقت آنها را بشناسم و تفكّر در علوم چه ضرر و زيانى دارد؟ زيرا ضررى كه از آن به تو مىرسد بيشتر از سود آن است، و بسا چيزهايى كه از آنها آگاه مىشوى، و آگاهى تو بر آنها زيانى بر تو وارد مىكند كه اگر حق تعالى رحمتش را شامل حالت نكند ممكن است به هلاكت تو در آخرت بينجامد.
بايد دانست همان گونه كه پزشك حاذق در معالجات خود به اسرارى آگاه است كه نادانان آنها را مستبعد مىشمارند، پيامبران نيز پزشكان دلهايند، و دانا به اسباب زندگانى آخرت مىباشند. پس عقل خود را بر سنّت آنها حاكم مكن كه در اين صورت هلاك خواهى شد. بسا شخصى كه عارضهاى به انگشتش رسد، و عقل او حكم كند كه دارويى بر آن بمالد، تا آنگاه كه پزشك ماهر به او گوشزد كند كه درمان انگشتش ماليدن دارو بر كتف جنب ديگر بدن اوست. و او آن را به غايت مستبعد مىشمارد، زيرا چگونگى انشعاب اعصاب و رستنگاهها و كيفيّت احاطه آنها را بر بدن نمىداند. در طريق آخرت نيز امر به همين گونه است، و در دقايق سنّتهاى شرع و آداب آن و در عقايدى كه مردم
«١٦» منابع اين حديث پيش از اين ذكر شده است