راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٦ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
بدان محسوس است، و از اكثر ادلّه آن مىتوان آگاه شد، و نيز بر خلاف دانش تعبير خواب است كه اگر چه اين علم بر اساس حدس و تخمين مىباشد، ليكن جزئى از چهل و شش جزء نبوّت است، و خطرى در آن نيست.»
مىگويم: برخى از دانشمندان«١٢» ما علّت ديگرى براى منع از آموختن علم نجوم ذكر كردهاند، و آن اين است كه احكام نجوم خبر دادن از امورى است كه در آينده واقع خواهد شد، و چنين مىنمايد كه منجّم به امور غيبى آگاه است، و بيشتر مردم عامى و زنان و كودكان نمىتوانند ميان اخبار منجّمان و علم غيب و اخبار آن، تميز دهند. بنابراين فرا گرفتن اين احكام و رأى دادن بر طبق آنها مايه گمراهى مردم و سست شدن اعتقاد آنها درباره معجزات مىباشد، زيرا برخى از اين احكام خبر دادن از كاينات و مقدّرات است همچنين موجب سستى اعتقاد مردم نسبت به عظمت پروردگار است، و آنها را در عموم مصداق قول خداوند متعال وارد مىكند كه فرموده: قُلْ لا يَعْلَمُ من في السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا الله«١٣» و نيز: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ،«١٤» و نيز: إِنَّ الله عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما في الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ.«١٥» از اين رو هنگامى كه منجّم حكم مىكند در فلان وقت فلان امر براى او روى مىدهد در واقع ادّعا كرده است كه مىداند فردا چه خواهد شد، و در كدام سرزمين خواهد مرد، و اين ادّعا دقيقا تكذيب قرآن است. همين امر نيز علّت تحريم كهانت و سحر و جادوگرى و امثال اينهاست، و امير مؤمنان (ع) در سخنان خود كه پيش از اين ذكر شد به آنها
«١٢» منظور او كمال الدين بن ميثم بن على بن ميثم بحرانى است كه اين مطلب را در شرح خطبه ٧٧كتاب نهج البلاغه ذكر كرده است
«١٣» نمل / ٦٥: بگو كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از غيب آگاهى ندارند جز خدا
«١٤» انعام / ٥٩: كليدهاى عيب تنها نزد اوست و جز او كسى آنها را نمى داند
«١٥» لقمان / ٣٤: آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست و اوست كه باران را نازل مى كند وآنچه در رحم مادران است مى داند و هيچ كس نمى داند فردا چه مى كند و در چه سرزمينى مى ميرد