راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٤ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
از آن آفريننده دست و قدرت و اراده را مشاهده كند. بنابراين نظر مردم بيشتر متوجّه و منحصر به اسبابى است كه در جهت پايين و نزديك به آنهاست، و از توجّه به مسبّب الاسباب منقطع است، و اين امر يكى از علل نهى از فراگيرى علم نجوم است.
دوّم- اين كه احكام نجوم حدس محض است، و از آن چه به طور يقين و چه به صورت گمان چيزى درباره اشخاص دانسته نمىشود، و بر اساس آن حكم كردن، حكم از روى جهل است، و نكوهشى كه از آن مىشود به سبب جهل بودن آن است نه اين كه علمى است نكوهيده. و طبق آنچه نقل مىشود علم نجوم معجزه ادريس پيامبر (ع) بوده كه كهنه شده و از ميان رفته است.»
مىگويم: از امام صادق (ع) روايت است كه علم نجوم از علوم پيامبران است، و علىّ بن ابى طالب (ع) داناترين مردم به آن بود«٨»، و اين دليل است بر اين كه دانش مذكور محو و نابود نشده بلكه نزد اهلش موجود است.
غزّالى مىگويد: «اين كه گاهى بندرت رأى منجّم اصابت مىكند امر اتّفاقى است، زيرا منجّم احيانا بر بعضى از اسباب آگاهى پيدا مىكند، ليكن مسبّب آنها تنها پس از حصول شروط بسيارى كه آگاهى بر آنها در حيطه قدرت بشر نيست حاصل مىشود، در اين هنگام اگر ايجاد بقيّه اسباب را خداوند مقدّر كرده باشد رأى منجّم اصابت مىكند، و اگر مقدّر نكرده باشد دچار خطا مىشود اين قضيّه مانند اين است كه انسان هنگامى كه مىبيند ابرها از كوهها برخاسته آسمان را فرا گرفتهاند، حدس مىزند، و ظنّ بر او غالب مىشود كه امروز باران مىبارد، امّا بسا اين كه با برآمدن آفتاب، و گرم شدن هوا ابرها پراكنده شده و از ميان بروند، و خلاف حدس او ظاهر شود، از اين رو صرف وجود ابر در آمدن باران و حصول بقيّه اسباب ناشناخته كافى نيست، و نيز مانند حدس كشتيبان است كه با اعتماد بر آشنايى خود با بادهايى كه معمولا
«٨» بحار ج ١٤ ص ١٤٧ چاپ كمپانى به نقل از كتاب نجوم