راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٦ - فصل علم احوال دل
و رستگارى در روز بازپسين مىگردد. امّا آنهايى كه از عقل محض پيروى مىكنند، بىشكّ علم و قدرت و انديشهاى كه به پيامبران عطا گرديده به آنها داده نشده، و افكار آنها چنان كه بايد جهان آخرت را درك نكرده است، با اين حال درباره آنها تقصير روا نيست، و نبايد در حقّ آنان تا آن حدّ كوتاهى شود كه منجر به تحقير و ناچيز شمردن ايمان آنها گردد. آنان از اين حرفها منزّهند بويژه اين كه سخنانشان مرموز است، و آنچه بر ضدّ آنها گفته شده اگر چه روى ظاهر سخنان آنهاست بر ضدّ مقاصد، آنها نيست، و سخنانى را كه به رمز گفته شده نمىتوان بكلّى ردّ كرد. بلى چون آنچه از علوم فلاسفه مىتواند در آخرت سودمند واقع شود در اديان موجود است بويژه در شريعت جامع و كامل و درخشان ما به صورتى تمامتر و كاملتر و به طريقى آسانتر و سهلتر وجود دارد، و آنچه از علوم آنها در آخرت سودى ندارد نيز در سلوك راه حقّ بدانها نيازى نيست بلكه اكثر اين علوم مانع حركت در اين راه، و مايه دورى بيشتر مردم از خداست، همچنين آنچه از علوم فلاسفه در شرع تفصيل داده نشده است و در شناخت خداوند مدخليّت دارد مانند چگونگى صفات خداوند و علم هيئت و جز اينها، در پيمودن اين راه هيچ نيازى به تفصيل آنها نيست، بلكه مجمل و مرموز آنها كه در شرايع وارد شده كافى است. با ذكر اين كه راه فلاسفه بسيار پرخطر و مهلكهآفرين است و بسيارى از هوشمندان در اين وادى گمراه، و در طريق حقّ و هدايت سرگردان شدند. علاوه بر اين از سوى متأخّران تحريفاتى در علوم فلاسفه راه يافته كه ناشى از سوء فهم آنها و فقدان شرايط تحصيل اين علوم بوده است، در نتيجه آنچه از اين دانشها امروز ميان مردم موجود است همان دانشهايى نيست كه ميان پيشينيان وجود داشته است، بلكه بعضى از آنها مختلّ و درهم و بر هم شده است. بنابراين اعراض از علوم آنها و عدم ورود در راه آنها سزاوارتر است، جز براى كسانى كه همه پايههاى علوم دينى خود را محكم كرده، و از همه آنها فراغت يافته باشند، و بخواهند از مقاصد اين فرقه آگاهى يابند، و به مطالب آنها دست پيدا كنند، كه در اين صورت باكى نيست.