روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٤ - ترجمه
او باد اگر اين مرد راستيگر است [١]در اين [٢]گفت.
آنگه رسول-عليه السّلام-ميان ايشان جدا كرد و حكم كرد كه فرزند زن راست، و او را نسبت باهلال نكنند،و اين زن را به اين معنى سرزنش نكنند پس از اين.
آنگه رسول-عليه السّلام-گفت:اگر اين فرزند كه آرد بر فلان صفت باشد شوهر راست،و اگر بر فلان صفت باشد آن راست كه به او متّهم كردند.او را فرزند [٣]بر صفت مكروه آمد،با هيچ پدر نسبت [٤]نكردند او را،و او بزرگ شد و به اميرى مصر افتاد،و پدرى پيدا نبود او را.
حسن بصرى گفت:چون آيت اوّل آمد: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ -الآية،سعد عباده گفت:يا رسول اللّه!اگر چنان كه مردى در خانه شود،مردى را بيند با زن خود،اگر بكشدش بازكشند [٥]او را،و اگر بگويد،هشتاد تازيانه بزنند او را،و اگر به طلب چهار كس گواه شود كه [٦]او بازآيد مرد فارغ شده باشد و رفته،اين مرد كه اين بيند به شمشير بزند آن مرد را؟رسول-عليه السّلام-گفت:
كفى بالسّيف شا...، خواست تا گويد:«شاهدا»تمام نگفت.آنگه گفت:اگر نه آنستى كه مرد غيور دست- فرونتواند داشت مسارعت كند اين تمام بگفتمى،و باقى حديث تا به آخر چنان كه رفت.
عبد اللّه عبّاس گفت به دگر روايت و مقاتل كه:سبب نزول آيت آن بود كه، چون [٧]آيت آمد: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ -الآية،رسول -عليه السّلام-روز آدينه بر منبر [٨]اين آيت بر خواند،عاصم بن عدىّ الانصارى بر پاى- خاست [٩]و گفت:يا رسول اللّه!يكى از ما چون مردى را بيند با زن خود طاقت ندارد كه خاموش باشد،چون بگويد آنچه ديده باشد هشتاد [١٠]تازيانهاش بزنند [١١]و گواهيش
[١] .آط،آب،مش:راستگوست،آج،لب،آز،آل:راستگوى است.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:فرزندى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:تشبيه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بازكشندش.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٧] .آط،آب،آج،لب+اين.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:خواست.
[١٠] .اساس و همۀ نسخه بدلها بجز لب:صد،با توجّه به لب و معنى مورد نظر تصحيح شد.
[١١] .اساس:بزند،به قياس با نسخۀ آط و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.