روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٦ - ترجمه
است،و سر [١]جاى انفت و حميّت [٢]،از اين جا مرد متكبّر را«صيد»گويند [٣]،و قال الشّاعر-شعر:
و انّ الّتي حدّثتها في انوفنا [٤]
و اعناقنا من الإباء كما هيا
و در شاذّ ابن ابي عبله خواند:فظلّت اعناقهم لها خاضعة.
قوله تعالى: وَ مٰا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمٰنِ مُحْدَثٍ -الآية،وصف اين كافران كرد به غفلت و اصرار كردن بر كفر،گفت:نيايد به ايشان ذكرى و وعظى به [٥]خداى،و باتّفاق ذكر و وعظ كه از خداى تعالى آيد [٦]جز قرآن نيست.آنگه آن را وصف كرد به آنكه«محدث»است،و محدث ضدّ قديم باشد.آيت دليل بود بر بطلان قول آنكس كه قرآن قديم گفت،الّا و ايشان از آن عدول و اعراض مىكنند و تأمل و تدبّر نمىكنند در آن تا منتفع شوند به او.
فَقَدْ كَذَّبُوا ،به دروغ داشتند آيات ما. فَسَيَأْتِيهِمْ ،به ايشان آيد خبر [٧]آنچه ايشان به آن فسوس مىداشتند از بعث و نشور و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب.و اين بر سبيل تهديد و وعيد فرمود.
آنگه بر سبيل تذكّر [٨]نعمت گفت: أَ وَ لَمْ يَرَوْا ،نمىبينند و نگاه نمىكنند در زمين كه ما چند نوع نبات نيكو نافع در او برويانيديم،بهرى آنچه آدمى را شايسته باشد در طعام و شراب و دارو،و بهرى آنچه چهارپاى [٩]را شايد.و معنى«كريم»به يك قول آن است كه بر مردم گرامى باشد،بكرمه [١٠]على النّاس لكثرة منافعه،براى كثرت منافعش.و قولى ديگر آن است كه:معنى«كريم»كثير است،من قول العرب:نخلة كريمة اذا كثر حملها،و ناقة كريمة اذا كثر لبنها،از هر نوعى بسيار.
شعبى را پرسيد[ند] [١١]از اين آيت،گفت:مردمان از نبات زميناند ازآنجا
[١] .همۀ نسخه بدلها:بينى.
[٢] .اساس:به صورت«رحمت»هم خوانده مىشود.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[٤] .اساسا:انوفها،به قياس با نسخۀ آط،و اتفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:از.
[٦] .آب،آز:آمد.
[٧] .آج،لب،آل:آمد خبرهاى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:تذكير.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:چهار پايان.
[١٠] .اساس:بكرم،با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.