روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
مجموع المعنى است،براى آن گفت: ...وَ كُلٌّ أَتَوْهُ دٰاخِرِينَ [١].
وَ كُلاًّ تَبَّرْنٰا تَتْبِيراً ،و همه را هلاك كرديم،تفعيل من التّبار و هو الهلاك.
مؤرّج و اخفش گفتند:تتبير،تكثير فعل باشد.
قوله: وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ -الآية،آنگه تنبيه[را] [٢]گفت:آمدند اين كافران بدان ديه كه باران بد بر او بارانيدند [٣]،يعنى سنگ،و آن دههاى [٤]قوم لوط بود پنج ديه:چهار را خداى هلاك كرد و يكى رها كرد كه آن عمل خبيث نكردندى.آنگه بر سبيل تنبيه گفت: أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهٰا ،نمىبينند اينان اين ديهها را هلاك رسيده بيران شده در اين سفرها كه مىروند از كجا ايمناند كه به ايشان همان معامله رود!آنگه گفت:ايشان اميد نمىدارند،يعنى نمىترسند،و اين «رجا»به معنى خوف است،چنان كه گفت: مٰا لَكُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً [٥].
نُشُوراً ،زنده شدن را،يقال:نشر اللّه الموتى نشرا و نشورا،اين فعل هم لازم است و هم متعدّى كالرّجع و الرّجوع.
وَ إِذٰا رَأَوْكَ ،آنگه با خطاب رسول آمد گفت:چون تو را بينند اين كافران إِنْ يَتَّخِذُونَكَ ،«ان»،به معنى«ما»ى نفى است،هركجا«ان»بود و به دنبال او «الّا»،بود به معنى«ما»ى نفى بود،نگيرند [٦]تو را جز به سخريّت و استهزاء.
أَ هٰذَا الَّذِي ،اين از جملۀ آن جايهاست كه قول حذف كردند،گويند:اين است كه خدايش به پيغامبرى فرستاد،و مفعول به از كلام حذف كرد،و كلام آنگه مشروحتر بودى كه او بر جاى بودى،و التّقدير:أ هذا الّذي بعثه اللّه رسولا.و گفتند:اين،در شأن ابو جهل آمد و اين گفتار او گفت.و نصب«رسولا»بر حال است از مفعول.
إِنْ كٰادَ ،«ان»مخفّفه است از ثقيله،و علامت او«لام»است در خبر او، كقوله: ...وَ إِنْ كٰانَتْ لَكَبِيرَةً [٧]،و تقدير آنكه:انّه كاد،اى انّ الامر و الشّأن،او انّ محمّدا كاد،نزديك آن است كه محمّد ما را از خدايان ما گمراه گرداند،اگر نه
[١] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٨٧.
[٢] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٣] .آل:بارانيدن.
[٤] .مش:ديهاى.
[٥] .سورۀ نوح(٧١)آيۀ ١٣.
[٦] .آج،لب،آل:منگرند.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٤٣.