روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
نرسد نه در وقت طلوع و نه در وقت غروب،همچنين مؤمن در حرز است از فتنههايى كه ديگران را به آن ابتلا كردند او از ميان چهار خصلت است:شكر در وقت عطا، صبر در وقت بلا،و عدل در وقت حكم،و صدق در وقت قول.او در ميان مردمان چنان باشد كه زندهاى در ميان مردگان.آنگه گفت: نُورٌ عَلىٰ نُورٍ ،او در ميان پنج نور مىگردد:كلامش نور باشد،عملش [١]نور باشد،و مدخلش نور باشد،و مخرجش نور باشد،و مرجعش به روز [٢]قيامت نور باشد.
عبد اللّه عبّاس گفت:اين مثل نور خداست،و هدايت او در دل مؤمن كه همچنان كه روغن زيت نزديك باشد كه روشنايى دهد پيش [٣]آتش،چون آتش به او رسد نورش بر نور زيادت شود،همچنين دل مؤمن نزديك باشد كه در هدايت آويزد پيش ازآنكه علم به او آيد،چون علم به او آيد هدى بر هدى بيفزايد،چنان كه گفت: وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدىً [٤].
حسن بصرى و عبد الرّحمن بن زيد گفتند:معنى آن است كه،مثل قرآن در دل مؤمن همچون چراغى [٥]است كه به روشنايى او منتفع شوند و از او چراغها افروزند بىآنكه در او نقصانى بود.مصباح قرآن است،و آبگينه دل مؤمن است،و مشكات دهن و زبان اوست،و درخت مبارك درخت وحى است. يَكٰادُ زَيْتُهٰا يُضِيءُ ،يعنى نزديك آن است كه حجج قرآن روشن شود پيش ازآنكه بر [٦]خوانند چون در آن تأمّل و تفكّر كنند [٧]اين قرآن نور است بر نور،يعنى در اين قرآن ادلّه سمعى است بر سرى از ادلّه و حجج عقل كه پيش آن قرآن است [٨].
آنگه حقتعالى گفت:اين نور [٩]الطاف و توفيق عزيز است،به آنكس دهم كه من خواهم،و لا محال خداى تعالى افعال خود به [١٠]مشيّت خود كند جز كه مشيّت او
[١] .آج،لب:علمش.
[٢] .اساس:بزر،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .مش+ ازآنكه به او رسد.
[٤] .سورۀ محمّد(٤٧)آيۀ ١٧.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:چراغ.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:كند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:پيش از قرآن هست.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+حسب.