روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٣ - ترجمه
بودند،و از مشاهير ايشان نه زن بود [١]و صواحب رايات چون علمهاى بيطار تا ايشان را به آن بشناختندى:يكى امّ مهزول [٢]بود كنيزك سائب بن ابى السّائب المخزومى،و امّ عليط بود كنيزك صفوان بن اميّة،و حنّة [٣]القبطيّه كنيزك عاص وائل،و مريّه [٤]بود كنيزك مالك بن عميلة بن السّاق،و حلاله بود كنيزك سهيل بن عمر،و امّ سويد بود كنيزك عمر بن عثمان المخزومىّ،و شريفه بود كنيزك زمعة [٥]الاسود،و فرسه [٦]بود كنيزك هشام بن ابى ربيعه،و قريبا بود كنيزك هلال بن انس،و خانههاى ايشان را خرابات خواندندى در جاهليّت.و به خانۀ ايشان الّا مشركى [٧]يا زانى نرفتى.و در جاهليّت عادت بودى كه مردم فرومايه زن ناپارسا [٨]به زنى كردى [٩]به طمع كسب ايشان،و آن را طعمه بساختندى.جماعتى درويشان مسلمانان را انديشه افتاد كه همچنين كنند،از پيغامبر دستورى خواستند.خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد ايشان را از مناكحت ايشان [١٠]و امثال ايشان.
عمرو بن شعيب گفت:آيت در مرثد الغنوىّ آمد و در عناق.و مرثد مردى بود شجاع و او را دلدل گفتندى،و او را رسول-عليه السّلام-نصب كرده بود تا ضعيفان مسلمانان را از مكّه به مدينه آوردى،و اين عناق در جاهليّت دوست او بود،چون [١١]به مكّه آمد او را استدعا كرد.او [١٢]گفت:خداى تعالى زنا حرام كرده است،گفت [١٣]:
مرا به زنى كن و نكاحى كه شما راست.او گفت:تا از رسول دستورى خواهم.
دستورى خواست،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
بعضى دگر گفتند:مراد به نكاح نه عقد است،بل نكاح كنايت است از جماع.
و به نزديك ما اين لفظ از الفاظ مشتركه است،حقيقت باشد[٨٦-ر]در عقد و
[١] .همۀ نسخه بدلها:بودند.
[٢] .آط،آج،لب:مهرول.
[٣] .آب،آز،مش:حيّة بن،آج،لب:حبّة.
[٤] .آط،آج،لب،آز،آل،مش:مزيّه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:زمعة بن.
[٦] .آط،مش:فرشه،آب،آز:فرشته،آل:فريسه.
[٧] .آج،لب،آل:مشرك.
[٨] .آط،آب،آز+را.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:كردندى.
[١٠] .آط،آج،لب،مش:اينان.
[١١] .آط،آب،مش+او.
[١٢] .اساس:و،به قياس با نسخه آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+پس.