روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
اصحاب اخبار.امّا آنچه مذهب محقّقان است آن است كه [١]:عمل كسى به كسى ندهند،و به گناه كس كس را نگيرند،لقوله-عزّ و جلّ: وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ [٢]... ،و قوله تعالى: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ [٣]،و قوله-تبارك و تعالى اسمه: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَظْلِمُ النّٰاسَ شَيْئاً [٤]... ،و مانند اين آيتها كه[٧٩-ر]قرآن به آن مشحون است،و به خبر واحد ظاهر اين آيتهاى محكم رها نكنند [٥].امّا اصحاب مظالم-كه مردمان را بر ايشان حقّى باشد-خداى تعالى از اعواض [٦]آن ظالم [٧]ايشان را خشنود كند،و آنكه ايشان [٨]ثواب اعمال گفتند،اين انتصاف [٩]كه باشد به اعواض آلام باشد ميان ايشان.
اگر گويند:چه گويى اگر اعواض ايشان بازو [١٠]وفا نكند؟گوييم:خداى تعالى تمكين نكند ظالم را از [١١]ظلم،الّا آنگه كه داند كه او را چندانى عوض ثابت حاصل مستحقّ است [١٢]به مظلوم شايد دادن.و مذهب ابو القاسم البلخى آن است كه:خداى تمكين كند چون داند كه در قيامت بمانند اين [١٣]بر او تفضّل خواهد كردن كه مقابله توان كردن.ابو هاشم گفت:اين مذهب معتمد نيست،براى آنكه تفضّل واجب نيست،و انتصاف واجب است،و واجب [١٤]نشايد كه موقوف باشد بر ناواجب،خداى آنگه تمكين كند كه داند كه او را چندانى زندگانى خواهد بودن كه چندانى الم به او رسد كه او چندانى عوض را مستحق شود كه با ظالم [١٥]توان دادن،گوييم او را كه:اين مذهب باطل است به آنچه مذهب ابو القاسم به آن باطل كردى [١٦]،براى آنكه چنان كه تفضّل واجب[نيست] [١٧]بر خداى،اگر نكند او را باشد و انتصاف
[١] .همۀ نسخه بدلها+ثواب.
[٢] .سورۀ ملائكه(٣٥)آيۀ ١٨.
[٣] .سورۀ زلزله(٩٩)آيۀ ٧ و ٨.
[٤] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٤٤.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:نتوان كردن.
[٦] .مش:عوض.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:اين ظالمان.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+با.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:به آن.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:ظالم نكند از.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[١٤] .مش+را.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:مظلوم.
[١٦] .آج،لب،آل:باطل گردند.
[١٧] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.