روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٠ - ترجمه
كَذَّبَتْ عٰادٌ [١] ،به دروغ داشتند پيغامبران را.و عاد نام قبيله است براى آنكه تأنيث كرد [٢].
إِذْ قٰالَ لَهُمْ [٣] ،گفت ايشان را برادرشان در نسب هود: أَ لاٰ تَتَّقُونَ ،از خداى نترسى [٤]؟ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ،من پيغامگزارىام به شما استوار به [٥]رسالت خود.
كلبى گفت:معنى آن است كه شما مرا به امانت شناختهاى پيش از اين، چگونه است كه در اين معنى مرا متّهم مىدارى؟ فَاتَّقُوا اللّٰهَ [١٥٢-ر]،از خداى بترسى و مرا طاعت دارى [٦].
و من از شما هيچ مزدى نمىخواهم،مزد من نيست مگر بر خداى جهانيان.
أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ ،بنا مىكنى به هر بلندى،اين قول عبد اللّه عبّاس است.و قتاده و ضحّاك و مقاتل و كلبى گفتند:به هر راهى.مجاهد گفت:راهى بود ميان دو كوه.
روايتى ديگر از مجاهد است كه: بِكُلِّ رِيعٍ ،اى بكلّ تلّ،به [٧]هر بلندى.و روايتى ديگر از او:بكلّ منظر،به [٨]هر منظرهاى.مقاتل و سليمان گفتند [٩]:ايشان در سفرها به ستاره [١٠]راه بردند [١١]،آنكس كه [١٢]ستاره نشناختى بر او دشوار [١٣]بودى بايستادند و بر راهها ميلها كردند علامت را.
و روايتى ديگر از مجاهد آن است كه:كبوتر خانه خواست گفت،و دليلش آن است كه گفت: آيَةً تَعْبَثُونَ ،علامتى كه به آن بازى مىكنى [١٤].
ابو عبيده گفت:الرّيع،المكان المرتفع،جاى بلند باشد،و قال ذو الرّمّة-شعر:
[١] .همۀ نسخه بدلها+ اَلْمُرْسَلِينَ .
[٢] .همۀ نسخه بدلها:براى آن تأنيث كرد آن را.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+ أَخُوهُمْ هُودٌ چون.
[٤] .آب،آج،لب،آز،آل:بترسيد.
[٥] .آط،آب،آج،لب،آل:بر،آز،مش:در.
[٦] .چاپ شعرانى(٣٥١/٨)+ وَ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ -الآية.
[٨] [٧] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:مقاتل بن سليمان گفت.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:بسيار.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بردندى.
[١٢] .اساس:كنيزك،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٣] .اساس:استوار،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٤] .اساس:بانك كنى،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها و منابع تفسيرى،تصحيح شد.