روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٢ - ترجمه
قتل قبطى،در ميان [١]به قتل ادّاء كرد،چنان كه يكى از ما سنگى يا تيرى به قصدى [٢]فگند،بر كسى آيد و كشته شود،اين قتل خطا باشد،او را برآن ملامت نكنند.و گفتند [٣]،مراد آن است كه:من النّاسين،من در آن حال غافل و ناسى بودم.
و ضلال به معنى نسيان آمد،في قوله تعالى: أَنْ تَضِلَّ إِحْدٰاهُمٰا [٤].
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّٰا خِفْتُكُمْ ،بگريختم از شما چون ترسيدم مرا بكشى،و عقل اقتضاى آن كند آنجا كه قوّت ايستادن نباشد بگريزند.و از اينجاست كه اين حديث مثل شد كه:
الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين ،گريختن از آنچه به آن طاقت و پاى ندارند سنّت پيغمبران است. فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً ،خداى من مرا حكمت داد و فهم و علم،و مرا از جمله پيغامبران كرد،و اين جواب فرعون است در آنچه او گفت: أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينٰا وَلِيداً .چون [٥]اين حديث بر سبيل تحقير و تعجّب گفت[تو] [٦]كودكى كوچك[بودى] [٧]ما تو را بپرورديم [٨]،[١٤٤-پ]چند سال در سراى ما بودى،امروز كار تو به جايى رسيد كه گويى كه:من پيغامبرم![او گفت] [٩]:اين چه تعجّب است،چون خداى تعالى مرا فهم و علم و حكمت داد و مرا بفرستاد [١٠]،از من اهليّت اين معنى شناخت و صلاحيّت اين كار،چه جاى انكار است.
آنگه گفت: وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ .در معنى او خلاف كردند،بعضى گفتند:معنى او اقرار است به نعمت،و بعضى گفتند:انكار است معنى او،و مورد او تهكّم است.
آنان كه گفتند معنى او اقرار است،گفتند معنى [١١]آن است [١٢]: وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ و لم تعبّدني و لم تقتلني،گفت:بلى،اين نعمتى است تو را بر من كه تو بنى اسرايل را بنده گرفتى،و كودكان ايشان را بكشتى و با من اين نكردى،
[١] .همۀ نسخه بدلها:ميانه.
[٢] .آط،و ديگر نسخه بدلها:به صيدى.
[٨] [٣] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٢.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:چه.
[٩] [٧] [٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+و.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+او.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.