روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
مىكنند در [١]مدّت يك سال باز،فرعون گفت:چه مىگويى؟گفت:اين كه شنيدى.
رنگ روى فرعون بگرديد و از آن حديث بترسيد و گفت:در آرى اينها را تا چه كساند و چه مىگويند.ايشان را در آوردند،و ايشان رسالت و پيغام خداى-جلّ جلاله-بگزاردند [٢].
فرعون در نگريد موسى را بشناخت،چه بر كنار او بزرگ شده بود،روى به او كرد و گفت: أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينٰا وَلِيداً ،نه تو آنى كه ما تو را بپرورديم و تو كودك بودى و خورد!و نصب او بر حال است از مفعول.و«وليد»،فعيل باشد به معنى مفعول.
وَ لَبِثْتَ فِينٰا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ،و سالها از عمر خود در ميان ما مقام كردى.مفسّران گفتند:سى سال بود.
وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ ،و بكردى آن فعل كه بكردى.و«فعلة»يكبار كردن فعلى باشد،يعنى كشتن آن قبطى.و شعبى خواند:«فعلتك»به كسر«فا»در شاذّ. وَ أَنْتَ مِنَ الْكٰافِرِينَ ،و تو از جملۀ كافرانى به نعمت من.و حسن بصرى و سدّى گفتند:[من الكافرين] [٣]بى و بعبادتى،تو كافرى به من و به الهيّت من،چه او دعوى خدايى مىكرد.
آنگه روى در روى وى [٤]نهاد و او را ملامت كرد،و گفت:اين حقّ نعمت من است و جزاى [٥]تربيت من كه مردى را از آن من [٦]بكشتى و بگريختى و اكنون بر سرى [٧]آمدهاى كه من پيغامبرم! موسى-عليه السّلام-از كشتن آن قبطى عذر خواست، گفت: فَعَلْتُهٰا إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضّٰالِّينَ ،و من از جملۀ آنان بودم كه ندانستم كه [٨]وكزه بر مقتل خواهد آمد كه مرد از او بميرد،و قيل:من الخاطئين،يعنى اين قتل نه قتل عمد [٩]بود تا مرا به آن ملامت كنند،قتل خطا بود چه غرض خلاص اسرائيلى [١٠]بود نه
[١] .همۀ نسخه بدلها:از.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بگذاردند.
[٣] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:در او.
[٥] .آط،آب،آز،مش:جزين،آج،لب:جز اين.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ما.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بر سر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[٩] .آب،آز:عمدا.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:اسرايل.