روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٤ - ترجمه
يومان:يوم مقامات و اندية
و يوم سير الى الاعداء تاويب
و قال عبّاس بن مرداس فى المقامة بمعنى المجلس-شعر:
فأيي [١]ما و ايّك كان شرّا
فقيدا الى المقامة لا يراها
يعنى الى المجلس و هو اعمى لا يرى شيئا.
قوله تعالى: وَ الَّذِينَ إِذٰا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا ،گفت [٢]:آنان كه چون نفقه كنند اسراف نكنند،و آن تجاوز حدّ باشد،و اقتار نكنند و آن تقصير باشد.
وَ كٰانَ بَيْنَ ذٰلِكَ قَوٰاماً ،و از ميان اين و آن قوام كار نگه دارند.
قرّاء خلاف كردند في قوله تعالى: يَقْتُرُوا .اهل مدينه و شام«يقتروا»خوانند به ضمّ«يا»و كسر«تا»من الاقتار،و كوفيان خواندند:به فتح«يا»و ضمّ«تا»من قتر يقتر،و باقى قرّاء به فتح«يا»و كسر«تا».و هر سه لغت است،يقال:قتر يقتر، و يقتر قترا،و اقتر يقتروا قتارا.و القتر و القدر بمعنى واحد [٣].
مفسّران در معنى اسراف و اقتار خلاف كردند،بعضى گفتند:اسراف نفقه در معصيت باشد و اگرچه اندك بود،و اقتار منع حقّ خداى تعالى باشد و اين قول عبد اللّه عبّاس است و مجاهد و قتاده و ابن جريج و ابن زيد.حسن بصرى گفت در اين آيت:لم ينفقوا في معاصى اللّه و لم يمسكوا عن فرائض اللّه،در معصيت خرج نكنند و از فرائض [٤]بازنگيرند.بعضى دگر گفتند:اسراف آن باشد كه مال ديگران خورد به ناحق.بعضى دگر[١٣٦-پ]گفتند كه:اسراف آن باشد كه از اندازه بگذرد در نفقه و اقتار آن باشد كه تقصير كند،و اين قول عامّۀ مفسّران است.
وَ كٰانَ بَيْنَ ذٰلِكَ قَوٰاماً ،اى عدلا وسطا [٥]بين الاسراف و التّقصير،ميان اين و آن،نه اين باشد نه آن باشد.
زهرى گفت:آن باشد كه عيال را گرسنه و برهنه ندارد و چندان خرج نكند كه مردمان گويند مسرف است.مقاتل گفت در اين آيت:آنان باشند كه كسب از حلال كنند و نفقه ميانه كنند و تقديم فضل كنند.
[١] .اساس و همۀ نسخه بدلها:فايا،به قياس با چاپ شعرانى(٣١٣/٨)و مآخذ لغت و شعر،تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .آب،آز،مش+و هو التّضييق.
[٤] .مش+خداوند تعالى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:و قسطا.