روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
مىكنم تو را و سوگند مىدهم بر تو به خداى-عزّ و جلّ-كه اگر تو در حيات باشى اين تيمار بدارى و فاطمه را تنها رها نكنى.
رسول-عليه السّلام-بگريست و او را دعا[كرد و] [١]گفت:
اللّهمّ استر اسماء و احفظها في ليلها و نهارها و استرها في دنياها و آخرتها و اقض لها حاجاتها. آنگه گفت:يا اسماء!نكو انديشه كردهاى،سه روز تا هفتهاى [٢]بر او باش تا او تنها نماند [٣].
چون رسول برفت فاطمه از شرم چراغ بنشاند.اسماء گفت:چندان [٤]نور از روى فاطمه بتافت تا [٥]خانه روشن شد.
على گفت:من در روى فاطمه نگريدم،مرا هيبتى بگرفت براى آنكه فاطمه- عليها السّلام-نيك نيك ماننده بود به رسول-عليه السّلام-به روى و قامت و رفتن و گفتن و شمايل و اشارات.گفت:به گوشۀ خانه بنشستم ساعتى.اسماء گفت كه، على گفت [٦]:يا بنت رسول اللّه!مرا وردى است دستور باشى [٧]تا آن ورد بگزارم [٨]؟ فاطمه گفت:صواب باشد،و او نيز برخاست [٩]و در پى او ايستاد [١٠]و نماز مىكرد [١١]تا صبح بر آمد.
چون روز شد،رسول-عليه السّلام-بيامد و در بزد در بزدنى [١٢]برفق،و گفت:
السّلام عليكم ء ادخل رحمكم اللّه. اسماء گفت:بجستم و در بگشادم،و ايشان از نزد [١٣]بامداد در زير گليمى بودند.چون رسول در آمد،خواستند تا برخيزند.رسول سوگند داد بر ايشان كه بر حال خود باشى.آنگه بيامد و بر سر اينان [١٤]ايشان بنشست، و پايها در ميان ايشان كرد،يك پاى على در بر گرفت و يك پايش فاطمه.آنگه
[١] .اساس:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٢] .آب،آج،لب،آل:يا هفته،مش:يا يك هفته.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:نباشد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:چندانى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:كه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+فاطمه را.
[٧] .آج،لب:باشد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز آط:بگذارم.
[٩] .آب،آج،لب،آز،مش:برخواست.
[١٠] .آب،آز،مش:بايستاد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:مىكردند.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز آط:در زدنى،آط:زدنى.
[١٣] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:از خنكاى،چاپ شعرانى(٣٠٥/٨):از هنگام.
[١٤] .ضبط اساس دقيقا بدين صورت است:«سرانئان»،همۀ نسخه بدلها:بالين،سرين در فرهنگها به معنى چيزى مانند«بالش»هست،آيا سراينان همان سرينان است؟