روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٠ - ترجمه
آنگه گفت:
مرحبا ببحرين [١]يلتقيان و نجمين يقترنان، مرحبا به دو دريا كه به هم رسيدند و به دو ستاره كه به يكديگر پيوستند.
آنگه فاطمه را گفت:پيش او چون پرستار باش تا او تو را چون بنده باشد.آنگه على را گفت:نيك زن [٢]است زن تو [٣].فاطمه را گفت:نيك شوهر [٤]است شوهر تو.
آنگه گفت:
بارك اللّه عليكما و فيكما و اسعد جدّكما و اخرج منكما الكثير الطّيّب، خداى مبارك كناد بر شما و نيك بادى و از نسل شما فرزندان پاكيزه بسيار بدهاد.
آنگه به در آمد و در [٥]فراگرفت و عضادۀ در به دست گرفت و گفت:
طهّركما [اللّه] [٦]و طهّر نسلكما،انا سلم لمن سالمكما و حرب لمن حاربكما،استودعكما اللّه و استخلفه عليكما ،خداى پاك بكناد شما را از نسل شما را،من به صلحام با آنكه با شما به صلح است،به جنگم [٧]با آنكه با شما به جنگ است،شما را به خداى مىسپارم.
آنگه زنان را گفت:بازگردى كه رحمت بر شما باد[١٣٣-پ]زنان جمله برفتند.رسول بازنگريد [٨]يك زن بر فاطمه بود و نمىرفت.رسول گفت:اين زن كيست كه نمىرود؟گفت:يا رسول اللّه!من اسماء بنت عميسام.گفت:
چرا نرفتى؟گفت:يا رسول اللّه!مىخواهم تا وصايت خديجه به جاى آرم.
گفت:آنچه وصيّت است؟گفت:روزى به نزديك خديجه حاضر بودم،و فاطمه پيش او بود در او نگريد و بگريست.گفتم:براى چه مىگويى؟و آنچه خداى تو را داده است كس را نداد؟گفت:همچنين است،و خداى را براى آن شكر مىكنم،و لكن انديشۀ من از آن است كه من با پيش خداى شوم و فاطمه تنها ماند و به وقت آنكه [٩]به شوهر دهند كس نباشد كه تعهّد او كند و انيس او باشد.وصيّت
[١] .اساس:بحرين،به قياس با نسخه آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] [٢] .همۀ نسخه بدلها:زنى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شوهرى.
[٥] .مش:در را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:به جنگ.
[٨] .اساس:نگرديد،به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+او را.