روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٣ - ترجمه
ايشان بهتر بود و قيلولهگاه و خوابگاه ايشان نكوتر از جاى آن مشركان متكبّران مفتخران به حطام دنيا باشد،امّا قوله: وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً ،«مقيل»،جاى قائله باشد و آن خفتن بود به گرمگاه آسايش را،و براى آن مقيل گفت كه در خبر آمده است:
لا ينتصف [١]النّهار يوم القيامة حتّى يقيل اهل الجنّة في الجنّة و اهل النّار فى النّار، گفت:
روز قيامت روز به نيمه نرسد تا اهل بهشت در بهشت قيلوله نكنند و اهل دوزخ در دوزخ.و مراد به«قيلوله»نه خواب است،كه در بهشت و دوزخ خواب نباشد،انّما مراد وصول و استقرار است.
عبد اللّه مسعود خواند:«ثمّ انّ مقيلهم لالى الجحيم»،به جاى«مرجعهم».
عبد اللّه عبّاس گفت:براى آنكه خداى تعالى به نيمۀ روز از حساب خلقان فارغ شده باشد،و معنى آنكه بيش از آنوقت نرود كه از بامداد تا نماز پيشين به مناسبت وقت قيلوله.
گفت: وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمٰاءُ بِالْغَمٰامِ ،ياد كن اى محمّد آن روز كه آسمان بشكافد به ابر.
در او چند قول گفتند:يكى آنكه،«با»به معنى«مع»است،اى مع الغمام، كما قال:اخذته برمّته و اشتريت الدّار بآلاتها،يعنى تشقّ السّماء و عليها الغمام، اين آسمان در حالى شكافته شود كه بر او ابر باشد.بعضى دگر گفتند:«با»به معنى «عن»است،و اين هر دو حرف متعاقب باشند،يقال:رميت بالقوس و عن القوس،و معنى آن باشد بر اين قول كه:آسمان بشكافد و از بالاى آن ابر پديد آيد،چنان كه يسفر [٢]اللّيل عن صبحه.
ابن كثير و نافع و ابن عامر خواندند:«تشّقّ»،مشدود [٣]الشّين و العين [٤]،على تقدير تتشقّق.آنگه ادغام كردند چنان كه در اخواتش بيان كرديم.و باقى قرّاء، تشقّق،تفعّل به تخفيف«شين»و تشديد«قاف»بر حذف«تا»ى تفعّل دون
[١] .چاپ شعرانى(٢٦٤/٨):ينصف.
[٢] .آط:يفر خوانده مىشود،با توجّه به معنى جمله و ديگر نسخهها،تصحيح شد.
[٣] .چاپ شعرانى(٢٦٥/٨):مشدّد.
[٤] .كذا:در آط،آب،آج،لب،آز،آل،كه مىتواند مراد«عين الفعل»كلمه باشد،يعنى«قاف»،مش:و القاف.