روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٦ - ترجمه
كردند در خود و اندازه نگذاشتند [١]نگذشتنى بزرگ.
آن روز كه بينند فريشتگان را،بشارت نباشد آن روز كافران را،و گويند حرامى است محرّم [٢]،يعنى بشارت بر ما [٣].
و قصد[كرديم] [٤]به آنچه كردند از كارى،و كرديم آن را خاكى پراگنده.
اهل بهشت آن روز بهتر باشند به جايگاه و نكوتر به خوابگاه روز [٥].
و آن روز كه بشكافد آسمان به ابر و بفرستند فريشتگان را فرستادنى.
پادشاهى آن روز به درست خداى را بود و باشد روزى بر كافران دشخوار [٦].
[١٢٢-پ] و آن روز كه گازى بدهد كافر [٧]بر دستهايش،گويد كاشك بر گرفتمى [٨]با پيغامبر راهى.
اىواى من!كاشك من نگرفتمى فلان را دوست.
گمراه بكرد مرا از قرآن [٩]پس آنكه به من آمد و بود شيطان مر آدمى را مخذولكننده [١٠].
و گفت پيغامبر:يا
[١] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:و از حد در گذشتند در.
[٢] .آج،لب،آل:منع بادا ممنوع بودنى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .آط،آج،لب:ندارد.
[٦] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:دشوار.
[٧] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:كه بگزد ظالم.
[٨] .آط،آب،آج،لب،آل:بگرفتمى.
[٩] .آط،آب،مش:ذكر خدا،آج،لب،آل:ياد خدا.
[١٠] .آج،لب،آل:فروگذارنده.