روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥ - ترجمه
او درختان بسيار باشد.و گفتهاند:سيناء [١]من السناء و هو الارتفاع.
ابن زيد گفت:آن كوه است كه موسى-عليه السلام-با خداى [٢]مناجات كرد،و آن كوهى است ميان مصر و أيله.مقاتل گفت:اين كوه را [٣]تخصيص كرد به زيتون كه اوّل كوهى كه زيتون رويانيد كوه طور بود.و گفتند:اول درخت كه بر زمين برست درخت زيتون بود از پس طوفان نوح-عليه السّلام-قوله تعالى: تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ ، بيشتر قرّاء به فتح«تا»ى اوّل خواندند و ضمّ«تا»ى دوم [٤]،من نبت ينبت.و«با»بر اين قرائت تعديه را باشد،گفت:اين كوه [٥]درخت روغن مىروياند،يعنى چيزى مىروياند كه در او روغن است و آن زيتون است.و ابن كثير و ابو عمرو خواندند:
تنبت به ضمّ«تا»و كسر«با»،من الانبات.آنگه آن را دو معنى باشد:يكى آنكه «با»زيادت بود،يعنى تنبت الدهن،چنان كه گويند:اخذت ثوبه و اخذت بثوبه،و بطشته و بطشت به،قال الرّاجز-شعر:
نحن بنو جعدة ارباب الفلج
نضرب بالسّيف و نرجوا [٦]بالفرج
اى نرجوا الفرج.و وجه ديگر آنكه نبت و انبت دو لغت باشد به يك معنى، قال زهير-شعر:
رأيت ذوى الحاجات،حول بيوتهم
قطينا [٧]لهم،حتّى اذا انبت البقل
اى،حتّى اذا نبت.و وجهى ديگر محتمل است،و آن آن است كه«با»به معنى «مع»باشد،اى تنبت ما تنبته [٨]و معه الدهن،بروياند آنچه روياند و روغن با آن باشد.و صبغ للآكلين،اى ادام [٩]،و نان خورشى باشد خورندگان را،و ادم [١٠]را براى آن صبغ خواند كه نان از او مصبوغ شود.
[١] .همۀ نسخه بدلها+فيعال است.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كه موسى بر او.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+براى آن.
[٤] .اساس:و ضمّها،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .آب،آز،مش:نرجو.
[٧] .آب،آز:قطعنا،مش:قطنا.
[٨] .آط،آج،لب،آل:منبت ما نبته،آب،مش:تنبت ما نبت،آز:تنبت ما تنبت.
[٩] .آط،آب،آج،لب،آز،آل:ادم.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:ادام.