روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٩ - ترجمه
جوف محمّد است،و زجاجه دل اوست،و مصباح آن نور است كه خداى در او نهاد، و روايتى ديگر از او آن است كه:مصباح محمّد است،خداش در اين آيت مصباح خواند،چنان كه در دگر آيت سراجش خواند في قوله: سِرٰاجاً مُنِيراً [١].و درخت مبارك كه اين سراج [٢]از او گرفتند،ابراهيم است-عليه السّلام-و براى آتش مبارك خواند كه بيشتر انبيا از صلب اواند.و شرقى و غربى نيست،يعنى جهود و ترسا نيست و لكن مسلمان است.و براى آن كنايت كرد از جهودى و ترسايى به شرقى و غربى كه ترسايان رو به مشرق كند و جهودان به مغرب. يَكٰادُ زَيْتُهٰا يُضِيءُ ،يعنى نزديك است كه محاسن اخلاق محمّد و محامد جلال او پيدا شود مردمان را. وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نٰارٌ ، يعنى و اگرچه او را وحى نيامده باشد [٣].اين نورى است كه نبوّت بر سر آن نورى دگر است،يعنى او پيغامبرى است از نسل پيغامبرى.
مقاتل گفت از ضحّاك [٤]:[١٠٤-ر]مشكات عبد المطّلب است،و زجاجه عبد اللّه است،و مصباح رسول است كه در صلب ايشان بود.و ايقاد آن از درختى مبارك بود،يعنى نبوّت به ميراث بيافت از ابراهيم.و بعضى دگر گفتند:نور چراغ،نور نبوّت است،و درخت [٥]رسول است كه نه شرقى است و نه غربى [٦]-مكّى است-و مكّه نه از ناحيت [٧]مشرق باشد نه از ناحيت [٨]مغرب،بل او ميانه همۀ دنياست،و بعضى بلغا اين درخت را وصف كرد و گفت:هى شجرة التّقى و الرّضوان و عشيرة الهدى و الايمان،شجرة اصلها النّبوّة و فرعها مروّة و اغصانها تنزيل،و ورقها تأويل و خدمها جبريل و ميكايل [٩]،و ربيع بن انس گفت عن ابى العاليه كه:اين مثلى است كه خداى تعالى زد براى مؤمنان،مشكات نفس اوست،و زجاجه صدر اوست،و مصباح نور معرفت اوست در دل او و علم قرآن،و درخت مبارك اخلاص اوست خداى را به وحدانيّت،وحده لا شريك له.مثل او چون درختى است ناعم سبز [١٠]كه آفتاب به او
[١] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٤٦.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز،مش:چراغ.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+نور على نور.
[٤] .آج،لب،آل+كه.
[٥] .آب،آز+مبارك بود يعنى نبوّت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+يعنى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:جانب.
[٨] .آج،لب،آز،آل:جانب.
[٩] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:جبرئيل و ميكائيل.
[١٠] .آط،آب،آز،مش:سير،آج،لب:سر.