روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٧ - ترجمه
نداند.حسن بصرى گفت:آن بود كه او را انتشار متاع نباشد.سعيد جبير گفت:
معتوه باشد.عكرمه گفت:مراد خصىّ مجبوب [١]است.حكم گفت:مخنّثى باشد كه در او قوّت نباشد،و گفتهاند پيرى پير [٢]باشد.و الإربة [٣]،الحاجة و قد اربت الى كذا اربا.
و قرّاء در اعراب«غير» [٤]،خلاف كردند:ابو جعفر و ابن عامر [٥]به روايت ابو بكر «غير»خواند[ند] [٦]به نصب على الحال،و باقى قرّاء به جرّ خواندند على الصّفة.
أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلىٰ عَوْرٰاتِ النِّسٰاءِ ،يا اطفالى كه ايشان بر عورت زنان مطّلع نباشند،و ندانند كه عورت چه باشد،ازآنجا كه ايشان را شهوتى نبود به زنان.و لفظ طفل هم واحد باشد و هم جمع،[براى اين گفت: اَلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا ،به كنايت [٧]جمع] [٨]. وَ لاٰ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ ،و نبايد كه ايشان در وقت رفتن پاى چنان نهند و گام چنان زنند كه زينت پوشيدۀ ايشان ظاهر شود از خلخال و پاىبند و مانند اين.
وَ تُوبُوا إِلَى اللّٰهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ [٩] ،و توبه كنى به جملگى با خداى تعالى اى مؤمنان تا باشد كه فلاح يابى و ظفر به ثواب خداى تعالى.و ابن عامر خواند:
ايّه المؤمنون،به ضمّ«ها»،و همچنين في قوله تعالى: أَيُّهَا السّٰاحِرُ [١٠]... ،و: أَيُّهَ الثَّقَلاٰنِ [١١]،و در كتابت [١٢]بى«الف»نبشت.و باقى قرّاء،به فتح«ها» [١٣]خواندند و در كتابت [١٤]«الف»نبشتند،و [١٥]در حال وقف«الف»بگفتند چنان كه:رأيت زيدا.
قوله تعالى: وَ أَنْكِحُوا الْأَيٰامىٰ مِنْكُمْ -الآية،حقتعالى در اين آيت امر كرد مكلّفان را به آنكه:بيوگانى كه با ايشان متعلّق باشند [١٦]،ولايت ايشان به دست
[١] .اساس:محبوب،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .آل:مردى پير.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و الارب.
[٤] .آب،آز،مش:او.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و عاصم.
[٨] [٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٧] .آج،لب،آل:كنايات.
[٩] .آج،لب،آل+الآية.
[١٠] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٤٩.
[١١] .سورۀ رحمان(٥٥)آيۀ ٣١.
[١٤] [١٢] .اساس:كتبت(كتابت)،همۀ نسخه بدلها:كتب.
[١٣] .اساس:«الف»،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٥] .چاپ شعرانى(٢٠٨/٨)+ابو عمرو و كسائى.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها+و.