روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٠ - ترجمه
مجاهد و سدّى گفتند:اين«استيناس»،تنحنح و تنخّم است.زينب گفت-زن عبد اللّه مسعود:[كه عبد اللّه مسعود چون] [١]خواستى كه در سراى آيد،گلو پاك كردى و آواز كردى[٩٧-پ]كه معلوم شدى كه او در سراى خواهد آمدن،آنگه در آمدى.
ابو ايّوب انصارى گفت:ما رسول را-عليه السّلام-پرسيديم كه:خداى به اين «استيناس»چه خواست [٢]كه گفت: حَتّٰى تَسْتَأْنِسُوا ؟رسول-عليه السّلام-گفت:آنكه مرد [٣]چون به در سراى رسد،تسبيح و تهليلى كند و تنحنحى كه اهل سراى آگاه شوند ازآنكه او در سراى خواهد رفتن.بر اين اقوال«استيناس»طلب انس باشد،و «سين»استفعال،طلب را باشد كالاستفهام و الاستعلاء.و خليل احمد گفت:معنى استيناس،استفعال است من الإيناس و هى [٤]الإبصار،من قوله: إِنِّي آنَسْتُ نٰاراً [٥]... ، اى ابصرتها،و معنى آن است كه بنگرد تا كس آنجاست،و مراد [٦]نه آن است كه در سراى نگرد پيش [٧]اعلام و استيذان،انّما مراد آن است كه به نوعى اختبار [٨]اعتبار [٩]كند تا خود كسى است [١٠]آنجا،اگر كس [١١]نباشد او تكليف استيذان و استيناس نكند،قال و هو من قول العرب:اذهب فاستأنس هل ترى احدا،اى انظر،به اين تأويل كه گفتيم براى آنكه ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام كه-رسول -عليه السّلام-گفت:
من اطّلع في بيت بغير اذنهم فقد حلّ لهم ان يفقئوا عينه ، گفت:هركس كه او در سراى كسى نگرد بىدستورى،ايشان اگر چيزى بر چشم او زنند و چشمش تباه كنند،بر ايشان قصاص نباشد،و نيز نه ديت.
سهل بن سعد گفت:مردى در بعضى حجرات رسول نگريد،رسول-عليه السّلام- به در آمد،قضيبى سرتيز به دست،[گفت] [١٢]اگر دانستمى كه تو در حجرۀ من
[١٢] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .آط،آب،آز،مش+گفت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:مردى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بمعنى.
[٥] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ١٠.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+از اين.
[٧] .آل+از.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:اختبارى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:اعتبارى.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:هست.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:تا اگر كسى.