فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٢ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
دلالت اين حديث برحرمت تفتيش روشن نيست؛ چرا كه مأمور نبودن اعمّ از حرمت است.[ممكن است دالّ بركراهت باشد.]
ـ در تحف العقول روايت است كه امام صادق(ع) فرمود:
الجهل في ثلاث: في تبدّل الاخوان و المنابذة بغير بيان و التجسّس عمّا لايعني؛ (٢٤)
سه چيز نشانه نادانى است: تغيير دادن دوستان؛ جدا شدن و كناره گيرى[ از دوستان] بدون بازگو كردن سبب آن؛ و جستجوى چيزى كه نفعى در پى ندارد.
اين روايت از يك حكم ارشادى[نه تكليفى] حكايت مىكند؛ زيرا عوض كردن دوستان؛ جدايى، بدون اعلام كردن؛ و تجسّس درامور بى فايده، حرام نيست.
ــ حضرت على(ع) خطاب به مالك اشتر فرمود:
وليكن أبعد رعيّتك منك و أشنأهم عندك أطلبهم لمعائب النّاس؛ فإنّ في الناس عيوبا الوالي أحقّ من سترها فلاتكشفنّ عمّا غاب عنك منها؛ فإنّما عليك تطهير ما ظهرلك و اللّه يحكم على ما غاب عنك فاستر العورة ما استطعت يستر اللّه منك ماتحبّ ستره من رعيّتك؛ (٢٥)
بايد دورترين مردم از تو و مبغوض ترين آنان نزدتو كسى باشد كه پيوسته در پى عيوب مردمان است؛ چه آن كه در مردم لغزشهايى وجود دارد كه حاكم از هركس ديگر به پوشانيدن آنها سزاوارتر است.
پس درجستجوى امور پنهان مباش، وظيفه تو پاك كردن ظواهر است و اين پروردگار است كه برهر آنچه از تو نهان است حكم مىكند.پس تا آن جا كه مىتوانى عيب را بپوشان تا خداوند نيز آنچه را دوست مىدارى از مردم مخفى بماند، بپوشاند.
نهى درروايت، حرمت را مىرساند.
(٢٤)تحف العقول، ص٢٣٤، چاپ منشورات شريف رضى.
(٢٥) نهج البلاغه، دكتر صبحى صالح، ص٤٢٩، نامه٥٣.