فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٥ - بيع زمانى سعيد شريعتى
گفتار اوّل ـ بيع
عقد بيع، رايج ترين و مهم ترين عقد تمليكى است و به دليل همين اهميت و رواج، بخش عمده مباحث فقهى و حقوقى را به خود اختصاص داده است. مىتوان ادعا كرد كه مفهوم بيع از روشن ترين مفاهيم است و همه مردم به آسانى، تفاوت اين عقد را با ساير عقود درك مىكنند و ترديدى در آن ندارند. اما اختلاف فقها در تعريف عقد بيع و نيز ويژگىها و شرايط آن، ترديدهايى را در مورد برخى از مصاديق بيع ايجاد كرده است. به عبارت ديگر فقها، درعين حال كه درمورد ماهيّت بيع اختلاف اساسى ندارند، اما در مورد برخى از قراردادها اختلاف نظر دارند. به عنوان مثال مىتوان انتقال حقوق و منافع و انتقال سرقفلى را نام برد كه به نظر بعضى از فقها، مصداق بيع و به نظر برخى ديگر خارج از بيع است.
يكى از موارد مورد ترديد، قرارداد تايم شر است كه در اين گفتار به بررسى و مقايسه آن با عقد بيع مىپردازيم. مهم ترين نكته اى كه به نظر ما باعث تمايز ماهوى اين دو نوع قرارداد مىشود، موقت بودن تمليك در قرارداد تايم شر است؛ زيرا در اين قرارداد ـ چنان كه گفتيم ـ مالك، عين را براى مدت محدودى مثلا يك فصل به چند نفر منتقل مىكند و اين ترتيب، هر ساله تكرار مىشود؛ اما ماهيّت عقد بيع با تمليك موقت سازگار نيست.
براين اساس، دراين گفتار بايد به بررسى اين مسأله پرداخت كه آيا بيع موقت در فقه و حقوق جايز است يا خير؟ به عبارت ديگر آيا انتقال مالكيت تحت عنوان بيع جايز است يا نه؟
الف) تعريف بيع و ويژگىهاى آن
فقها تعريفهاى متفاوتى از بيع ارائه داده و هركدام كوشيدهاند با بهترين و كوتاه ترين عبارت، ماهيّت اين عقد را بيان كنند. از بررسى عبارات فقها در تعريف بيع، روشن مىشود كه همه آنان به دنبال نشان دادن ويژگىهاى اساسى بيع بودهاند و اختلافات آنان تنها در تعريف لفظى بيع مىباشد و درماهيّت آن به عنوان يكى از عقود معين، اختلافى ندارند. صاحب جواهر دراين باره مىنويسد: