فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
با آن عده از اهل كتاب كه به خدا و روز جزا ايمان ندارند و آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام نمىشمرند و آيين حق را نمىپذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم جزيه را به دست خود بپردازند.
همچنين آيات ديگر كه جامعه اسلامىرا مورد خطاب قرار مىدهد و مسلمانان را به نبرد با كفار ـ از اهل كتاب و ديگران ـ فرا مىخواند تا فتنه وجود نداشته باشد و دين و پرستش همه مخصوص خدا باشد و اهل كتاب جزيه را با خوارى بپردازند. تا زمانى كه اهداف مذكور دراين آيات تحقق پيدا نكند، دستور اين آيات به قوّت خود باقى خواهد بود.
نهايت اقتضاى انصراف به حكم عقلا در مواردى مثل جهاد اين است كه اقدام به جهاد نبايد بى برنامه و بدون رهبرى باشد؛ اما وقتى مسلمانان، يك دولت اسلامىرا بنيانگذارى كرده و داراى رهبرى باشند، شكى نيست اين آيات آنها را در برمىگيرد و به موجب عموم اين آيات، جهاد برآنها واجب مىشود.
خلاصه، بى ترديد اقتضاى عموم ادلّه جهاد اين است كه درمورد جهاد لازم نيست حتما رهبرى امام معصوم وجود داشته باشد؛ فقط بحث دراين است كه آيا ادلّه خاصى كه خلاف اين را اقتضا كند وجود دارد يا نه؟ و آيا جهاد مطلقا ـ حتى درزمان غيبت و امام معصوم بدون اذن امام ـ جايز است يا نه؟
دلايل عدم جواز جهاد ابتدايى
براساس اخبار خاصّ ـ كه به آنها استدلال شده يا ممكن است استدلال شود ـ جهاد ابتدايى بدون اذن امام معصوم(ع)جايز نيست و امام(ع) به فقيه يا مسلمانان عادل اجازه نداده كه درزمان غيبت، با كفار جهاد كنند، مگر به عنوان دفاع؛ ا زجمله اين اخبار عبارت است از:
١. خبر بشيردهّان كه دركافى به دو سند و در تهذيب با سند دوم كافى روايت شده است:
قلت له: إنّي رأيت في المنام أنّي قلت لك: إنّ القتال مع غير الامام المفترض