فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٦ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
تفاوت معنا و انحصار را تنها در واژه جاسوس مىداند. آرى، صاحب اقرب الموارد«تحسّس» و «تجسّس» را داراى دو معناى متفاوت مىداند. امّا آنچه اعتبار دارد، مصدر است نه تك واژهها و از معناى مصادر، وجود و اعتبار چنين قيدهايى به دست نمىآيد.
افزون براين، واژه «تجسّس»در برخى روايات درمعنايى به كار رفته كه مربوط به آن نيست[بلكه درمعنايى خلاف انتظار به كاررفته.] دربخشهاى آتى با خواست خدا به اين روايات خواهيم پرداخت.
گواه درستى مدعاى ما آن است كه مىتوان واژه جاسوس را درمورد جاسوسهاى دشمنان جوامع اسلامى به كار برد؛ حال آن كه اين جاسوسى، جستجوى پيشرفتهاى مثبتى است كه درآن جوامع وجود دارد؛ مگر بگوييم: اين امور مثبت، از نظر مخالفان، منفى و آسيب زننده است و همين امر در صدق تجسّس( به معناى جستجوى بدىها ) كافى است.
درهر صورت، از مجموع سخن و آراى اهل لغت به دست مىآيد كه تجسّس به معناى كاوش و جستجوى خبرهاست و انگيزه اين كاوش، درصدق مفهوم تجسّس دخالتى ندارد. به اين ترتيب غرض و هدف از تجسّس هرچه باشد (خوب يا بد ) درصدق مفهوم تجسّس تفاوتى ايجاد نمىكند؛ انگيزه خيراگر دخالتى هم داشته باشد، تنها در نفى حكم(حرمت) است نه در صدق موضوع(تجسّس).
در تفسير ابن كثير آمده: «تجسّس، تلاش براى كسب خبر است به قصد فتنه انگيزى.» (٩) نظر ما در مورد اين تعريف، با مطالب پيشين روشن شد.
علامه ميانجى ـ مدظلّه ـ براين باور است كه تجسّس تنها در جايى است كه انگيزه شرّ در ميان باشد و گواه سخن خود را، نظر برخى از اهل لغت مىداند:
الجاسوس صاحب سر الشرّ أو قولهم تحسّس أي استمع و طلب الخبر في الخير و بالجيم في الشرّ؛ (١٠)
(٩) ر.ك: به تفسير ابن كثير، ج٤، ص٢١٤.
(١٠) لسان العرب، ج٢، ص٢٨٣.