فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٨ - جرائم امنيت عمومى -محاربه- آیت الله سيد محمد باقر حكيم
خصومت و عداوت تفاوت قائل مىشويم.
زبيدى درتاج العروس گويد:
حرب در برابر سلم است و اين دو واژه نقيض يكديگرند. از اين رو به «قتال»، «حرب» گفته مىشود. براساس تحقيق سهيلى حقيقت معناى واژه «حرب» عبارت است از: تيراندازى دو جانبه با خدنگ، پرتاب نيزه به سوى يكديگر، تاختن با شمشير بريكديگر، معانقه(گلا ويز شدن) و كشتى گرفتن.... (١٠)
با نگاهى به تعريفها و عناوين فوق روشن مىشود كه ويژگى استفاده از ابزار قدرت در اظهار خصومت و دشمنى در همه آنها وجود دارد گر چه در برخى، چون معانقه و مصارعه، از سلاح استفاده نمىشود.
بنابراين، استعمال واژه «حرب» درمواردى كه جنگ حقيقى و اعمال زور وجود نداشته باشد، استعمال مجازى و كنايه اى است؛ مانند استعمال واژه«حرب» به معناى دشمن درجمله «أنا حربء لمن حاربني» و به معناى محارب در جمله «فلان حرب فلان» و به معناى دشمن و محارب درجمله «فلان حرب لي»(فلانى دشمن و محارب من است، هرچند كه محاربش نباشد...). (١١)
براساس اين تعريفها دربرخى از استعمالات واژه «حرب»، كارزار با اسلحه و ديگر ابزار آلات جنگى و قهرى، به مرحله فعليت نرسيده است ليكن دشمنى دراين گونه استعمالها به منزله قتال و كارزار قرار گرفته است و كلام ابن منظور در جمله «فلان حرب لي، أي: عدوّ محارب و إن لم يكن محاربا» (١٢) بيانگر همين استعمال است.
از اين رو در لسان لعرب، واژه «حرب» را در آيه {فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله } به
(١٠) تاج العروس، ج١، ص٢٠٤.
(١١) همان، ص٣٠٣.
(١٢) فلانى حرب من است يعنى دشمن و محارب من است اگر چه هنوز با او به ستيز عملى برنخاسته است.