فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٠ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
درهرصورت، علامه طباطبايى ايرادهايى را برروايات افك، چه از طريق منابع شيعه و چه اهل سنّت، مطرح كرده كه علاقه مندان مىتوانند مراجعه كنند. (٦٥)
١٢.حسين بن موسى بن جعفر(ع) از زبان مادرش چنين نقل مىكند:
با ابوالحسن(ع) روى پشت بام خوابيده بوديم كه پدرت به يكباره لباس خود را به سرعت كشيد و از جا برخاست. او را دنبال كردم ناگهان ديدم دو تن از غلامان آن حضرت با دو كنيز ايشان مشغول گفتگو هستند و ميان آنها ديوارى است به گونه اى كه به هم دسترسى ندارند. حضرت به صحبتهاى آن دو گوش فرا داد.
آن گاه متوجه حضور من شد و فرمود: چه موقع به اين جا آمدى؟ گفتم: زمانى كه ديدم شما با شتاب از خواب برخاستيد، ترسيدم و شما را دنبال كردم. فرمود: آيا صحبتها را شنيدى؟ گفتم: آرى، فدايت شوم. فرداى آن شب، امام آن دو غلام را به يك شهر و دو كنيز را نيز به شهر ديگر فرستاد سپس آنها را فروخت. (٦٦)
اين روايت نشان مىدهد كه با هدف حفظ اهل خانه در برابر مفاسد و بازداشتن آنان از بدىها، تجسّس و تفتيش امرى جايز و رواست.
١٣. خرّيت بن راشد ناجى از طايفه بنى ناجيه كه درجنگ صفين همراه على(ع) بود، پس از پايان نبرد و تحكيم حكمين درميان سى تن از يارانش جلو آمد تا رو در روى امام ايستاد و گفت:
به خدا قسم، از اين پس امر تو را اطاعت نمىكنم، پشت سرت نماز نمىگزارم و همين فردا از تو جدا خواهم شد.
امام خطاب به او فرمود: مادرت به عزايت بنشيند اين چنين پيمانت را مىشكنى و دربرابر فرمان پروردگارت طغيان مىورزى؟![بدان كه] تنها به
(٦٥) تفسير الميزان، ج١٥، ص١٠٤.
(٦٦) قرب الاسناد، ص٣٣١، حديث١٢٣٠، موءسسه آل البيت(ع).