فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
با خبرشدم كه از واگذارى مسوءوليت خويش به مالك اشتر خشمگين و ناراحت گشته اى. من چنين نكردم تا كوشش تو را از تو بگيرم يا تلاش بيش از حد از تو بخواهم. اينك نيز كه نفوذ و قدرت را [درمصر] از تو بازستانده ام، درجايى به تو حكومت خواهم داد كه گرفتارى و دل مشغولىاش كمتر باشد و ولايت برآن جا، تو را خوش تر آيد. (٧٩)
روشن است كه خشم، به صورت آشكارا نبوده؛ زيرا تناسبى با شأن محمد بن ابوبكر ندارد. از اين رو خبررسانى ـ درمجموع ـ از امرى پوشيده و مخفى صورت گرفته است.
ح) ابوالاسود دوءلى ـ جانشين عبدالّله بن عباس در بصره ـ در نامه اى به على(ع) خبر داد: عبداللّه ده هزار درهم از بيت المال برداشته است. امام درنامه اى به او دستور داد آنها را برگرداند؛ اما وى از اين كار سرباز زد. باز آن حضرت درنامه اى قسم ياد كرد و به او فرمود:
«به يقين آنها را بازمى گردانى.» پس از چندى كه عبدالله بن عباس تمام پولها يا بيشتر آن را برگرداند، على(ع) در نامه اى به او چنين نگاشت:
بارى، آنچه انسان را شادمان مىسازد درك چيزى است كه آن را از دست نداده باشد و آنچه افسوس و نگرانى او را در پى دارد، از دست رفتن چيزى است كه آن را درك نكرده باشد [و ارزش آن را نشناخته باشد. [برآنچه از دنيا به تو رسيد شادى بسيار مكن و برآنچه از كفت رفت زياد بى تابى مكن و عزم خود را براى چيزى جزم كن كه پس از مرگ به كارت آيد. والسلام
ازآن پس ابن عباس پيوسته مىگفت:
تاكنون هرگز از سخنى به مانند گفتار اميرالموءمنين پند واندرز نپذيرفته بودم. (٨٠)
درجاى ديگر گفته شده:
(٧٩) همان، ص٤٠٧، نامه٣٤.
(٨٠) تاريخ يعقوبى، ج٢، ص٢٠٥.