فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت آیت الله محمّد موءمن
مىروم. حضرت به من فرمود: آيا يقين دارى اگر همراه آنها بيرون شوى و مردى را اسير بگيرى و به او امان بدهى، و براى او پيمانى را كه پيامبر(ص) براى مشركان قرار مىداد قرار بدهى آنها به پيمان تو وفادار مىمانند؟ عرض كردم: نه به خدا قسم، آنها نسبت به آن پيمان وفا نمىكنند. فرمود: پس همراه آنها بيرون نرو. سپس به من فرمود: بدان كه آن جا شمشير است.
دلالت اين خبر نيز همانند خبر ابوبصير بستگى دارد به اين كه حضرت در سوءال خود ـكه از پايبندى آنها به احكام شرعى جهاد پرسيده ـ اراده مفهوم كرده باشد و همان اشكالى كه درمورد خبر ابوبصير داشتيم ـ يعنى عدم پذيرش وجود مفهوم ـ در اين جا هم پيش مىآيد و شايد سرّ سوءال اين بوده كه حضرت خواسته به بعضى از علتهاى حرمت جهاد اشاره كند و گرنه علتهاى ديگرى هم اين جا وجود دارد.
٤. خبر ابوعمرو زهرى يا زبيدى:
قلت له: أخبرني عن الدعاء إلى اللّه والجهاد في سبيله أهو لقوم لايحلّ إلا لهم و لايقوم به إلا من كان منهم؟ أم هو مباح لكلّ من وحّد اللّه عزّوجلّ و آمن برسوله(ص)، و من كان كذا فله أن يدعو إلى اللّه عزّوجلّ و إلى طاعته، و أن يجاهد في سبيل اللّه، فقال:ذلك لقوم لايحلّ إلا لهم ولا يقوم لك به [بذلك ـ كا ـ يب ـ في] إلا من كان منهم، فقلت: من أولئك؟ فقال: من قام بشرائط اللّه عزّوجلّ في القتال و الجهاد على المجاهدين فهو المأذون له في الدعاء إلى اللّه عزّوجلّ، و من لم يكن قائما بشرائط اللّه عزّوجلّ فى الجهاد على المجاهدين فليس بمأذون له فى الجهاد و الدعاء إلى اللّه، حتى يحكم في نفسه بما أخذ اللّه عليه من شرائط الجهاد؛ (٣٨)
به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از دعوت به جهاد در راه خدا آگاه كن؛ آيا اين كار مخصوص افراد خاصى است و كسى جز آنان حق ندارد به آن اقدام كند، يا اين كار براى هر كسى كه به يگانگى خدا قائل باشد و به
(٣٨) وسائل، باب٩، از ابواب جهاد عدّو، ح١، ج١١، ص٢٣و٢٨؛ كافى، ج٥، ص١٣و١٩.